<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>سایت خبری - تحلیلی داور</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.daavar.com/atom.xml" />
   <id>tag:,2009:/1</id>
   <updated>2009-11-19T09:46:03Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>خانه دوست کجاست؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/picture/002479.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2479</id>
   
   <published>2009-11-19T09:39:32Z</published>
   <updated>2009-11-19T09:46:03Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="تصویر هفته" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><img height="364" alt="" width="358" align="middle" src="/UserFiles/Image/PURPLE-NIGHT.gif" /></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" color="#333399"><strong>من دلم مي خواهد</strong></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">خانه اي داشته باشم پر دوست </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">کنج هر ديوارش </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">دوستهايم بنشينند آرام </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">گل بگو گل بشنو </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">هرکسي مي خواهد </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">وارد خانه پر عشق و صفايم گردد </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">يک سبد بوي گل سرخ </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">به من هديه کند </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">شرط وارد گشتن <br />
&nbsp; <br />
شست و شوي دلهاست </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">شرط آن داشتن </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">يک دل بي رنگ و رياست </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">بر درش برگ گلي مي کوبم </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">&nbsp; <br />
روي آن با قلم سبز بهار <br />
&nbsp; <br />
مي نويسم اي يار </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">خانه ي ما اينجاست </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">تا که سهراب نپرسد دگر </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">خانه دوست کجاست؟</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;<br />
<strong><font color="#000080">&quot;فريدون مشيري&quot;</font></strong></font></p>]]>
      PURPLE-NIGHT.gif
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com//002478.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2478</id>
   
   <published>2009-11-04T13:31:29Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:02:18Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نفرينشان كن علي جان !</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/note/002460.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2008://1.2460</id>
   
   <published>2009-09-13T12:08:09Z</published>
   <updated>2009-09-13T07:49:12Z</updated>
   
   <summary>س.ح.طاهري</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="يادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<font face="Tahoma"><font face="Tahoma">
<p><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><img height="257" alt="" width="255" align="right" src="/UserFiles/Image/ali31(1).jpg" />دل ها در سينه مي تپيد. اندوهي نا معلوم در نگاه غمگين آل محمد موج مي زد .&nbsp; شبي بيقرار كوفه را در خود مي فشرد . كوفه كه علي (ع) را به خود خوانده اما در سخت ترين لحظات&nbsp; تنهايش گذاشته بود تحمل اين همه شرم را نداشت گويي عهد و پيمان هايي كه به پاي پلشت دنيا&nbsp; بيشرمانه شكسته بود را تاب نمي آورد . شهري كه از تو در توهاي جهالت آن جماعت زبان نفهم مارقين سر بر آورده و برقاطر چموش و سركش حماقت تا بدانجا تاخته كه حكم بر كفر ولي اعظم خدا داده&nbsp; بود، شهري كه در زواياي پيدا و پنهان آن عفريت نفاق&nbsp; پروار شده و بر چهره نوراني حقيقت چنگ مي زد . شهري كه در آن دنباله هاي ابوجهل خانه كرده&nbsp; تا بر زخم هاي مانده از&nbsp; بدر و احد مرهم گذارد بيش از اين نمي توانست ميزبان مردي باشد كه راههاي آسمان را بهتر از زمين مي شناخت . كوفه اولين و شايد آخرين مغبون بر گرده خاك بود . شهري با كارنامه اي سياه و تاريك..شهري كه در شبي از شب هاي قدر سال 40 هجري آبستن حادثه اي بزرگ بود . حادثه اي كه آن را از زبان علي بايد شنيد آن گونه كه قبل از واقعه براي اهل بيت خود تعريف كرد : <br />
&quot; همان گونه كه نشسته بودم خواب چشمانم را ربود . رسول خدا (ص) را ديدم . گفتم يا رسول ا... از امت تو چه تلخي ها ديدم و از لجبازي و دشمني آن ها چه ها كه كشيدم . پيامبر فرمود : نفرينشان كن علي جان ! گفتم : خدا بهتر از آنان&nbsp; به من بدهد و بدتر از من&nbsp; بر آن ها مسلط گرداند &quot;<br />
راستي چه شده بود كه علي اين گونه مي ناليد ؟!&nbsp; مگر چقدر از بعثت پيامبر مي گذشت كه امتش را اين گونه غفلت و فراموشي&nbsp; در چنگال خود مثل موم بازيچه ساخته بود ؟ مگر از رحلت رسول خدا (ص)چند سال گذشته بود كه علي اين گونه در روياي ديدار محمد شقشقيه اي ديگر مي خواند . <br />
البته اين همه براي مردي با آن همه حادثه تازگي نداشت . براي مردي كه جمل را پشت سر مي گذاشت . جمل با آن همه نا مردي و نا مردمي هايش . جايي كه جماعتي از خدا بريده و دل به زر و سيم دنيا سپرده همسر رسول خدا را دست آويز خود ساخته و شتري را جايگزين هبل عهد جهالت&nbsp; خود كرده بودند . جماعتي كه چشم در چشم علي بيعت شكستند تا در چكاوك خونين شمشيرها صداي عدالت اورا خاموش كنند تا بركراسي ستم تكيه زنند و مستانه شكم هاي گنده و جيب هاي گشاد خويش را از مال و منال دنيا مالامال نمايند . علي اين همه را در جمل ديده و خون گريسته بود . طلحه را كه روزي لقب طلحه الخير از پيامبر گرفته بود و زبير را كه سيف اسلام بود در جمل ديده بود كه چگونه بازيچه دست توله هاي بني اميه شده و در مقابلش جولان مي دادند . در آن جا علي قوم جاهلي را ديده بود كه از ديدن خورشيد تابان عاجز بودند اما به كور سويي اين گونه دست مي افشاندند&nbsp; و پاي مي كوبيدند . ديده بود پيكرامتي كه خاتم رسولان خدا 23 سال آزگار به پاي آن خون دل ها خورد را چگونه گروهي شقه شقه كرده و هر تكه آن را بر سر بازار مكاره دنيا به حراج گذاشته و مي فروختند تا خرج هوس هاي خود كنند. آيا ديده ايد سرداري بر پيروزي خود اين گونه زار بگريد&nbsp; كه علي بر كشتگان جمل مي گريست .. <br />
در ميدان جمل سال 36 هجري وقتي&nbsp; امام برجنازه طلحه&nbsp; مي رسد چنين مي گويد : ابومحمد ( طلحه ) در اين مكان غريب مانده است ! به خدا سوگند دوست نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشته و افتاده ببينم !... آن ها براي كاري كه در شان آن ها نبود سر بر افراشتند و پيش از آن كه به آن برسند سركوب شدند ...&quot; خطبه 219<br />
علي صفين را هم ديده بود . معاويه را ، عمرو عاص را و فرزندان نابغه هاي عرب را ..جرثومه هايي كه دراندروني كاخ سبز فرزند ابوسفيان زاد و ولد مي كردند و در&nbsp; سرسراهاي خانه ستم تكثير مي شدند تا شريعت محمد را تحريف نمايند&nbsp; .تا&nbsp; بر در و ديوار كعبه اين بار بت هايي&nbsp; نا مرئي بياويزند.تا حقيقت را سر ببرند و عدالت را در شب روزگاري كه درست كرده اندبه خاك بسپارند .<br />
&nbsp;و خوارج را .. علي ديده بود . مارقين روز گار خود كه اگر دير مي جنبيد طومار ديانت را به شبهه چنان مي آلودند كه سره از ناسره كسي باز نشناسد. بي جهت نبود وقتي علي در نهروان اين سياه كاران&nbsp; كور دل را به خاك و خون كشيد فرمود تنها علي مي توانست چشم فتنه را كور كند . و راستي جز علي چه كسي را ياراي اين بود كه در شب تاريك بر سنگ سياه و صيقل خورده شرك&nbsp; ، راستي را از كژي باز شناسد . كژي هايي كه زير خروار خروار ريش و پشم تظاهرخود را پنهان ساخته و درهياهوي قيل و قال هايي زهر آگين اداي ديانت در مي آورد را&nbsp; چه كسي جز علي مي توانست از صفحه نهروان پاك سازد ؟! <br />
علي در روزگار خود و پس از رحلت پيامبر اين ها را ديده بود .با تمام آن ها در افتاده و در مقابله با آن ها از اندوه تفرقه اي كه به جان امت افتاده&nbsp; گريسته بود . درد علي اين بود كه چرا ذوالفقار او كه در مقابله با كفر سر از پا نمي شناخت امروز بايد بين پيروان شريعت واحد بالا رود . علي دست هاي پنهان و ناپاك را مي ديد كه چگونه ساده لوحان را مي فريبند . اين همه را فرياد مي زد اما به گوش كسي نمي رفت . <br />
&quot;اى اهل بصره شماسپاه يك زن (عايشه) و پيروان حيوان (&nbsp; شتر) بوديد . تا شتر صدا مي كرد مي جنگيديد و تا دست و پاي آن قطع گرديد فرار كرديد ..اخلاق شما پست و پيمان شما از هم گسسته ،دين شما دو رويي ، و آب آشاميدني شما شور و نا گوار است . كسي كه ميان شما زندگي كند به كيفر گناهش گرفتار مي شود...&quot;خطبه 13<br />
درد علي كج بيني دوستان بود نه دشمني دشمنان .&nbsp; چنين است كه وقتي در شب نوزدهم در روياي خود رسول خدا را ملاقات مي كند از &quot;اود&quot; و &quot;لدد&quot; امت مي نالد .<br />
يا رسول ا.. ماذا لقيت من امتك من الاود واللدد ؟<br />
يا رسول ا.. از امت تو چه&nbsp; كج فهمي ها ديدم و چه خصومت ها كشيدم .<br />
&nbsp;هم او كه پيش از اين نيز بارها گفته بود :<br />
بخدا سوگند كه من بعد از وفات رسولخدا همواره از حقّ خويش محروم و ممنوع و در كار خود يكّه و تنها ايستاده بودم .</font></font></p>
</font></font>]]>
      23-08-06_0912.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اعتراف به حقوق مردم از نگاه امام علي (ع)     </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/note/002477.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2477</id>
   
   <published>2009-09-13T11:48:59Z</published>
   <updated>2009-09-13T07:28:40Z</updated>
   
   <summary>شهيد مطهري</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="يادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma">احتياجات بشر در آب و نان و جامه و خانه خلاصه نمى شود , يك اسب و يايك كبوتر را مى توان با سير نگهداشتن و فراهم كردن وسيله آسايش تن ,راضى نگهداشت . ولى براى جلب رضايت انسان , عوامل روانى به هماناندازه مى تواند موثر باشد كه عوامل جسمانى . <br />
حكومت ها ممكن است از نظر تامين حوائج مادى مردم , يكسان عمل كنند ,در عين حال از نظر جلب و تحصيل رضايت عمومى يكسان نتيجه نگيرند , بدانجهت كه يكى حوائج روانى اجتماع را برمىآورد و ديگرى برنمىآورد .<br />
يكى از چيزهائى كه رضايت عموم بدان بستگى دارد اينست كه حكومت با چهديده اى به توده مردم و به خودش نگاه مى كند ؟ با اين چشم كه آنها برده ومملوك و خود , مالك و صاحب اختيار است ؟ و يا با اين چشم كه آنهاصاحب حقند و او خود تنها وكيل و امين و نماينده است ؟ در صورت اول هر خدمتى انجام دهد از نوع تيمارى است كه مالك يك حيوان براى حيوان خويش , انجام مى دهد , و در صورت دوم از نوعخدمتى است كه يك امين صالح انجام مى دهد , اعتراف حكومت به حقوق واقعىمردم و احتراز از هر نوع عملى كه مشعر بر نفى حق حاكميت آنها باشد , ازشرايط اوليه جلب رضا و اطمينان آنان است . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><strong>كليسا و مساله حق حاكميت</strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در قرون جديد , چنانكه مى دانيم نهضتى بر ضد مذهب در اروپا بر پا شد وكم و بيش دامنه اش به بيرون دنياى مسيحيت كشيده شد . گرايش اين نهضت به طرف ماديگرى بود . وقتى كه علل و ريشه هاى اين امر را جستجو مى كنيم مى بينيم يكى از آنها نارسايى مفاهيم كليسايى , از نظر حقوق سياسى است .ارباب كليسا و همچنين برخى فيلسوفان اروپائى , نوعى پيوند تصنعى مياناعتقاد به خدا از يك طرف و سلب حقوق سياسى و تثبيت حكومتهاى استبدادىاز طرف ديگر , برقرار كردند . طبعا نوعى ارتباط مثبت ميان دموكراسى وحكومت مردم بر مردم و بى خدائى فرض شد . <br />
چنين فرض شد كه يا بايد خدا را بپذيريم و حق حكومت را از طرف اوتفويض شده به افراد معينى كه هيچ نوع امتياز روشنى ندارند تلقى كنيم ويا خدا را نفى كنيم تا بتوانيم خود را ذى حق بدانيم . <br />
از نظر روانشناسى مذهبى , يكى از موجبات عقبگرد مذهبى , اينست كه اولياء مذهب ميان مذهب و يك نياز طبيعى , تضاد برقرار كنند , مخصوصاهنگامى كه آن نياز در سطح افكار عمومى ظاهر شود . درست در مرحله اى كه استبدادها و اختناقها در اروپا به اوج خود رسيده بود و مردم تشنه اينانديشه بودند كه حق حاكميت از آن مردم است , كليسا يا طرفداران كليسا ويا با اتكاء به افكار كليسا , اين فكر عرضه شد كه مردم در زمينه حكومت ,فقط تكليف و وظيفه دارند نه حق , همين كافى بود كه تشنگان آزادى ودموكراسى و حكومت را بر ضد كليسا , بلكه بر ضد دين و خدا به طور كلىبرانگيزد . <br />
اين طرز تفكر , هم در غرب و هم در شرق , ريشه اى بسيار قديمى دارد .<br />
ژان ژاك روسو در قرارداد اجتماعى مى نويسد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فيلون ( حكيم يونانى اسكندرانى در قرن اول ميلادى ) نقل مى كند كه كاليگولا ( امپراطور خونخوار رم ) مى گفته است همان قسمى كه چوپان طبيعهبر گله هاى خود برترى دارد قائدين قوم جنسا بر مرئوسين خويش تفوق دارند واز استدلال خود نتيجه مى گرفته است كه آنها نظير خدايان , و رعايا نظيرچارپايان مى باشند . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در قرون جديد اين فكر قديمى تجديد شد و چون رنگ مذهب و خدا به خود گرفت , احساسات را بر ضد مذهب برانگيخت . درهمان كتاب مى نويسد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">گرسيوس (رجل سياسى و تاريخ نويس هلندى كه در زمان لوئى سيزدهم درپاريس به سر مى برد و در سال ( 1625م ) كتابى به اسم حق جنگ و صلح نوشته است ) قبول ندارد كه قدرت رؤسا فقط براى آسايش مرئوسين ايجاد شده است , براى اثبات نظريه خود وضعيت غلامان را شاهد مىآورد و نشان مى دهد كه بندگان براى راحتى اربابان هستند نه اربابان براى راحتى بندگان . . .<br />
هوبز نيز همين نظر را دارد , به گفته اين دو دانشمند , نوع بشر ازگله هايى چند , تشكيل شده كه هر يك براى خود رئيسى دارند كه آنها را براىخورده شدن پرورش مى دهند ( 1 ) . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">روسو كه چنين حقى را حق زور ( حق = قوه ) مى خواند به اين استدلال چنينپاسخ مى دهد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">مى گويند تمام قدرتها از طرف خداوند است و تمام زورمندان را اوفرستاده است . ولى اين دليل نمى شود كه براى رفع زورمندان اقدام نكنيم ,تمام بيماريها از طرف خداست ولى اين مانع نمى شود كه از آوردن طبيب خوددارى نمائيم . دزدى در گوشه جنگل به من حمله مى كند , آيا كافى است فقط در مقابل زور تسليم شده كيسه ام را بدهم يا بايد از اين حد تجاوزنمايم و با وجود اين كه مى توانم پول خود را پنهان كنم , آنرا به رغبت تقديم دزد نمايم , تكليف من در مقابل قدرت دزد يعنى تفنگ چيست ؟ (2 ) .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">هابز &ndash; كه در بالا به نظريه او اشاره شد هر چند در منطق استبدادى خويشتن, خداوند را نقطه اتكاء قرار نمى دهد و اساس نظريه فلسفى وى در حقوقسياسى اينست كه حكمران , تجسم دهنده شخص مردم است و هر كارى كه بكندمثل اينست كه خود مردم كرده اند , ولى دقت در نظريه او نشان مى دهد كه ازانديشه هاى كليسا متاثر است . هوبز مدعى است كه آزادى فرد با قدرت نامحدود حكمران منافات ندارد , مى گويد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">نبايد پنداشت كه وجود اين آزادى ( آزادى فرد در دفاع از خود) قدرت حكمران را بر جان و مال كسان از ميان مى برد يا از آن مى كاهد , چونهيچ كار حكمران با مردم , نمى تواند ستمگرى خوانده شود (3) , زيرا تجسم دهنده شخص مردم است , كارى كه او بكند مثل آن است كه خود مردم كرده اند, حقى نيست كه او نداشته باشد و حدى كه بر قدرت او هست از آن لحاظ است كهبنده خداوند است و بايد قوانين طبيعت را محترم شمارد , ممكن است واغلب پيش مىآيد كه حكمران فردى را تباه كند , اما نمى توان گفت بدو ستمكرده است . مثل وقتى كه يفتاح (4) , موجب شد كه دخترش قربانى شود .در اين موارد كسى كه چنين دچار مرگ مى شود آزادى دارد كارى كه براى آنكار محكوم به مرگ خواهد شد بكند يا نكند , در مورد حكمرانى كه مردم رابيگناه به هلاكت مى رساند نيز حكم همان است , زيرا هر چند عمل او خلاف قانون طبيعت و خلاف انصاف است , چنانكه كشتن ( اوريا) توسط ( داود) چنين بود . اما به اوريا ستم نشد , بلكه ستم به خداوند شد . . . (5 ) .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">چنانكه ملاحظه مى كنيد , در اين فلسفه ها مسؤوليت در مقابل خداوند موجب سلب مسؤوليت در مقابل مردم فرض شده است , مكلف و موظف بودن دربرابر خداوند كافى دانسته شده است براى اينكه مردم هيچ حقى نداشته باشند, عدالت همان باشد كه حكمران انجام مى دهد و ظلم براى او مفهوم و معنى نداشته باشد . . . به عبارت ديگر , حقالله موجب سقوط حق الناس فرض شده است . مسلما آقاى ( هوبز) در عيناينكه بر حسب ظاهر يك فيلسوف آزاد فكر است و متكى به انديشه هاىكليسائى نيست , اگر نوع انديشه هاى كليسايى در مغزش رسوخ نمى داشت چنين نظريه اى نمى داد . <br />
آنچه در اين فلسفه ها ديده نمى شود اينست كه اعتقاد و ايمان به خداوندپشتوانه عدالت و حقوق مردم , تلقى شود . <br />
حقيقت اينست كه ايمان به خداوند از طرفى زيربناى انديشه عدالت وحقوق ذاتى مردم است و تنها با اصل قبول وجود خداوند است كه مى توان وجودحقوق ذاتى و عدالت واقعى را به عنوان دو حقيقت مستقل از فرضيه ها وقراردادها پذيرفت , و از طرف ديگر , بهترين ضامن اجراى آنها است . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><strong>منطق نهج البلاغه</strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">منطق نهج البلاغه در باب حق و عدالت , بر اين اساس است . اينك نمونه هائى در همين زمينه : <br />
در خطبه 214 كه قبلا قسمتى از آنرا نقل كرديم چنين مى فرمايد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اما بعد فقد جعل الله لى عليكم حقا بولايه امركم و لكم على من الحقمثل الذى لى عليكم , فالحق اوسع الاشياء فى التواصف و اضيقها فى التناصف لا يجرى لاحد الا جرى عليه و لا يجرى عليه الا جرى له <br />
خداوند براى من به موجب اينكه ولى امر و حكمران شما هستم حقى بر شماقرار داده است و براى شما نيز بر من همان اندازه حق است كه از من برشما . همانا حق براى گفتن , وسيعترين ميدانها و براى عمل كردن و انصاف دادن , تنگترين ميدانها است . حق به سود كسى جريان نمى يابد مگر آنكه به زيان او نيز جارى مى گردد و حقى از ديگران بر عهده اش ثابت مى شود , و برزيان كسى جارى نمى شود و كسى را متعهد نمى كند مگر اينكه به سود او نيزجارى مى گردد و ديگران را درباره او متعهد مى كند . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">چنانكه ملاحظه مى فرمائيد , در اين بيان همه سخن از خدا است و حق وعدالت و تكليف و وظيفه , اما نه به اين شكل كه خداوند به بعضى از افرادمردم فقط حق اعطاء فرموده است و آنها را تنها در برابر خود مسؤول قرارداده است , و برخى ديگر را از حقوق محروم كرده آنان را در مقابل خودش وصاحبان حقوق , بى حد و نهايت مسؤول قرار داده است و در نتيجه عدالت وظلم ميان حاكم و محكوم مفهوم ندارد . <br />
و هم در آن خطبه مى فرمايد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و ليس امرؤ و ان عظمت فى الحق منزلته و تقدمت فى الدين فضيلتهبفوق ان يعان على ما حمله الله من حقه ولا امرؤ و ان صغرته النفوس واقتحمته العيون بدون ان يعين على ذلك او يعان عليه .<br />
هيچكس هر چند مقام و منزلتى بزرگ و سابقه اى درخشان در راه حق و خدمت به دين داشته باشد در مقامى بالاتر ازهمكارى و كمك به او در اداء وظائفش نمى باشد و هيچكس هم هر اندازه مردماو را كوچك بشمارند و چشمها او را خرد ببينند در مقامى پائين تر ازهمكارى و كمك رساندن و كمك گرفتن نيست .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و نيز در همان خطبه مى فرمايد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فلا تكلمونى بما تكلم به الجبابره و لا تتحفظوا منى بما يتحفظ عنداهل البادره و لا تخالطونى بالمصانعه و لا تظنوا بى استثقالا فى حق قيل لى ولا التماس اعظام لنفسى فانه من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه كان العمل بهما اثقل عليه فلا تكفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل .<br />
با من آنسان كه با جباران و ستمگران سخن مى گويند سخن نگوئيد ,القاب پر طنطنه برايم به كار نبريد , آن ملاحظه كاريها و موافقتهاىمصلحتى كه در برابر مستبدان اظهار مى دارند , در برابر من اظهار مداريد ,با من به سبك سازشكارى معاشرت نكنيد , گمان مبريد كه اگر به حق سخنى بهمن گفته شود بر من سنگين آيد و يا از كسى بخواهم مرا تجليل و تعظيم كندكه هر كس شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگين آيد عمل بهحق و عدالت بر او سنگين تر است پس از سخن حق يا نظر عادلانه خوددارىنكنيد .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><strong>حكمران امانتدار است نه مالك</strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در فصل پيش گفتيم كه انديشه اى خطرناك و گمراه كننده در قرون جديدميان بعضى از دانشمندان اروپائى پديد آمد كه در گرايش گروهى بهماترياليسم . سهم به سزايى دارد , و آن اينكه نوعى ارتباط تصنعى ميانايمان و اعتقاد به خدا از يك طرف , و سلب حق حاكميت توده مردم ازطرف ديگر برقرار شد . مسؤوليت در برابر خدا مستلزم عدم مسؤوليت دربرابر خلق خدا فرض شد و حق الله جانشين حق الناس گشت . ايمان و اعتقادبه ذات احديت كه جهان را به ( حق) و به ( عدل) بر پا ساخته است به جاى اينكه زير بنا و پشتوانه انديشه حقوق ذاتى و فطرى تلقى شود , ضد ومناقض آن شناخته شد و بالطبع حق حاكميت ملى مساوى شد با بى خدائى .<br />
از نظر اسلام , درست امر برعكس آن انديشه است , در نهج البلاغه كهاكنون موضوع بحث ما است , با آنكه اين كتاب مقدس قبل از هر چيزىكتاب توحيد و عرفان است و در سراسر آن سخن از خدا است و همه جا نامخدا به چشم مى خورد , از حقوق واقعى توده مردم و موقع شايسته و ممتاز آنها در برابر حكمران و اينكه مقام واقعىحكمران امانتدارى و نگهبانى حقوق مردم است غفلت نشده بلكه سخت بدانتوجه شده است . <br />
در منطق اين كتاب شريف , امام و حكمران , امين و پاسبان حقوق مردم ومسؤول در برابر آنها است , از اين دو حكمران و مردم اگر بنا است يكىبراى ديگرى باشد , اين حكمران است كه براى توده محكوم است , نه تودهمحكوم براى حكمران , سعدى همين معنى را بيان كرده آنجا كه گفته است : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">گوسفند از براى چوپان نيست <br />
&nbsp;بلكه چوپان براى خدمت او است<br />
&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">واژه ( رعيت) على رغم مفهوم منفورى كه تدريجا در زبان فارسى به خودگرفته است , مفهومى زيبا و انسانى داشته است . استعمال كلمه ( راعى) را در مورد ( حكمران) و كلمه ( رعيت) را در مورد ( توده محكوم) اولين مرتبه در كلمات رسول اكرم و سپس به وفور در كلمات على ( ع )مى بينيم . <br />
اين لغت از ماده ( رعى) است كه به معنى حفظ و نگهبانى است , بهمردم از آن جهت كلمه ( رعيت) اطلاق شده است كه حكمران عهده دار حفظو نگهبانى جان و مال و حقوق و آزاديهاى آنها است . <br />
حديث جامعى از نظر مفهوم اين كلمه وارد شده است , رسول اكرم ( ص )فرمود :</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">( كلكم راع و كلكم مسئول , فالامام راع و هو مسؤول , و المراه راعيهعلى بيت زوجها و هى مسئوله و العبد راع على مال سيده و هو مسؤول , الافكلكم راع و كلكم مسئول ) ( 6 ) . <br />
همانا هر كدام از شما نگهبان و مسئوليد , امام و پيشوا نگهبان و مسؤولمردم است , زن نگهبان و مسؤول خانه شوهر خويش است , غلام نگهبان ومسؤول مال آقاى خويش است , هان پس همه نگهبان و همه مسؤوليد .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در فصل پيش چند نمونه از نهج البلاغه كه نمايشگر ديد على در مورد حقوقمردم بود ذكر كردم , در اين شماره نمونه هائى ديگر ذكر مى كنم . مقدمهمطلبى از قرآن يادآورى مى شود : <br />
در سوره مباركه ( النساء) آيه 58 چنين مى خوانيم : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">( ان الله يامركم ان تودوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بينالناس ان تحكموا بالعدل). <br />
خدا فرمان مى دهد كه امانتها را به صاحبانشان برگردانيد و در وقتى كهميان مردم حكم مى كنيد , به عدالت حكم كنيد . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">طبرسى در مجمع البيان در ذيل اين آيه مى گويد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">( در معنى اين آيه چند قول است : يكى اينكه مقصود مطلق امانتها است , اعم از الهى و غير الهى , و اعم از مالى و غير مالى , دوم اينكه مخاطب حكمرانانند , خداوند با تعبير لزوم اداء امانت حكمرانان را فرمان مى دهدكه به رعايت مردم قيام كنند) </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">سپس مى گويد : <br />
( مويد اين معنى اينست كه بعد از اين آيه بلافاصله مى فرمايد :</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">( يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم) <br />
در اين آيه مردم موظف شده اند كه امر خدا و رسول و ولاه امر رااطاعت كنند . در آيه پيش , حقوق مردم و در اين آيه متقابلا حقوق ولاه امريادآورى شده است , از ائمه عليهم السلام روايت رسيده است كه از اين دوآيه يكى مال ما است ( مبين حقوق ما بر شما است ) و ديگرى مال شما است ( مبين حقوق شما بر ما است ) . . . امام باقر فرمود اداء نماز و زكوه وروزه و حج از جمله امانات است , از جمله امانت ها اينست , كه به ولاهامر دستور داده شده است كه صدقات و غنائم و غير آنها را از آنچه بستگىدارد به حقوق رعيت تقسيم نمايند) . . . <br />
در تفسير الميزان نيز در بحث روائى كه در ذيل اين آيه منعقد شده است از در المنثور از على ( ع ) چنين روايت مى كند : <br />
( حق على الامام ان يحكم بما انزل الله و ان يودى الامانه , فاذا فعلذلك فحق على الناس ان يسمعوا الله و ان يطيعوا و ان يجيبوا اذا دعوا ) . <br />
بر امام لازم است كه آنچنان حكومت كند در ميان مردم كه خداوند دستورآنرا فرود آورده است و امانتى كه خداوند به او سپرده است ادا كند , هر گاه چنينكند بر مردم است كه فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتشرا اجابت كنند .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">چنانكه ملاحظه مى شود , قرآن كريم , حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان( امين) و ( نگهبان) اجتماع مى شناسد , حكومت عادلانه را نوعىامانت كه به او سپرده شده است و بايد ادا نمايد تلقى مى كند . برداشت ائمه دين و بالخصوص شخص اميرالمؤمنين على عليه السلام عينا همان چيزىاست كه از قرآن كريم استنباط مى شود . <br />
اكنون كه با منطق قرآن در اين زمينه آشنا شديم به ذكر نمونه هاى ديگرىاز نهج البلاغه بپردازيم , بيشتر بايد به سراغ نامه هاى على ( ع ) به فرماندارانش برويم , مخصوصا آنها كه جنبه بخشنامه دارد , در اين نامه هااست كه شان حكمران و وظائف او در برابر مردم و حقوق واقعى آنان منعكسشده است . <br />
در نامه اى كه به عامل آذربايجان مى نويسد چنين مى فرمايد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">( و ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه فى عنقك امانه و انت مسترعىلمن فوقك ليس لك ان تفتات فى رعيته ) . . . ( 7 ) . <br />
مبادا بپندارى كه حكومتى كه به تو سپرده شده است يك شكار است كه بهچنگت افتاده است , خير , امانتى برگردنت گذاشته شده است و ما فوق تواز تو رعايت و نگهبانى و حفظ حقوق مردم را مى خواهد . تو را نرسد كه به استبداد و دلخواه در ميانمردم رفتار كنى .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در بخشنامه اى كه براى مامورين جمع آورى ماليات نوشته است پس از چندجمله موعظه و تذكر مى فرمايد : <br />
( فانصفوا الناس من انفسكم و اصبروا لحوائجهم فانكم خزان الرعيه ووكلاء الامه و سفراء الائمه ) ( 8 ) . <br />
به عدل و انصاف رفتار كنيد , به مردم درباره خودتان حق بدهيد ,پرحوصله باشيد و در بر آوردن حاجات مردم تنگ حوصلگى نكنيد كه شماگنجوران و خزانه داران رعيت , و نمايندگان ملت و سفيران حكومتيد .<br />
در فرمان معروف , خطاب به مالك اشتر مى نويسد : </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و اشعر قلبك الرحمه للرعيه و المحبه لهم و اللطف بهم و لا تكوننعليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم , فانهم صنفان , اما اخ لك فى الدين اونظير لك فى الخلق . <br />
در قلب خود استشعار مهربانى , محبت و لطف به مردم را بيدار كن ,مبادا مانند يك درنده كه دريدن و خوردن را فرصت مى شمارد رفتار كنى كهمردم تو يا مسلمانند و برادر دينى تو و يا غير مسلمانند و انسانى مانندتو . . . <br />
و لا تقولن انى مؤمر آمر فاطاع فان ذلك ادغال فى القلب ومنهكه للدين و تقرب من الغير .<br />
مگو من اكنون بر آنان مسلطم , از منفرمان دادن است و از آنها اطاعت كردن , كه اين عين راه يافتن فساد دردل و ضعف در دين . و نزديك شدن به سلب نعمت است .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در بخشنامه ديگرى كه به سران سپاه نوشته است چنين مى فرمايد :</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فان حقا على الوالى ان لا يغيره على رعيه فضل ناله و لا طول خص به وان يزيده ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده و عطفا على اخوانه ( 9 ). <br />
لازم است والى را كه هر گاه امتيازى كسب مى كند و به افتخارى نائلمى شود آن فضيلتها و موهبتها او را عوض نكند , رفتار او را با رعيت تغيير ندهد بلكه بايد نعمتها و موهبتهاى خدا بر او , او را بيشتر بهبندگان خدا نزديك و مهربانتر گرداند . </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در بخشنامه هاى على ( ع ) حساسيت عجيبى نسبت به عدالت و مهربانى به مردم و محترم شمردن شخصيت مردم و حقوق مردم مشاهده مى شود كه راستى عجيب و نمونه است . <br />
در نهج البلاغه سفارشنامه اى ( وصيتى ) نقل شده كه عنوان آن ( لمنيستعمله على الصدفات) است يعنى براى كسانى است كه ماموريت جمع آورىزكات را داشته اند , عنوان حكايت مى كند كه اختصاصى نيست , صورت عمومىداشته است , خواه به صورت نوشته اى بوده است كه در اختيار آنها گذاشته مى شده است و خواه سفارش لفظى بوده كه همواره تكرار مى شده است . <br />
سيد رضى آنرا در رديف نامه ها آورده است , و مى گويد ما اين قسمت رادر اينجا مىآوريم تا دانسته شود على ( ع ) حق و عدالت را چگونه به پامى داشت . و چگونه در بزرگ و كوچك كارها آنها را منظور مى داشت .دستورها اينست :</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به راه بيفت بر اساس تقواى خداى يگانه , مسلمانى را ارعاب نكنى (10) , طورى رفتار نكن كه از تو كراهت داشته باشد . بيشتر از حقى كه بهمال او تعلق گرفته است از او مگير , وقتى كه بر قبيله اى كه بر سر آبى فرود آمده اند وارد شدى تو هم در كنار آن آب فرود آى بدون آنكه به خانه هاى مردم داخل شوى , با تمام آرامش و وقار نه به صورت يك مهاجم ,بر آنها وارد شو و سلام كن , درود بفرست بر آنها , سپس بگو : بندگان خدا, مرا ولى خدا و خليفه او فرستاده است كه حق خدا را از اموال شما بگيرم, آيا حق الهى در اموال شما هست يا نه ؟ اگر گفتند : نه , بار ديگرمراجعه نكن , سخنشان را بپذير و قول آنها را محترم بشمار , اگر فردى جواب مثبت داد او را همراهى كن بدون آنكه او را بترسانى و يا تهديد كنى, هر چه زر و سيم داد بگير , اگر گوسفند يا شتر دارد كه بايد زكوه آنها را بدهد بدون اجازه صاحبش داخل شتران يا گوسفندان مشو كه بيشتر آنها از او است , وقتى كه داخل گله شتريا رمه گوسفندى شدى به عنف و شدت و متجبرانه داخل مشو (11) .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">تا آخر اين وصيتنامه كه مفصل است . <br />
به نظر مى رسد همين اندازه كافى است كه ديد على را به عنوان يك حكمراندرباره مردم به عنوان توده محكوم روشن سازد .</font></p>
<font face="Tahoma">
<p align="justify"><br />
1- قرارداد اجتماعى ص 37 - 38 . <br />
2- همان مدرك صفحه 40 و نيز رجوع شود به كتاب آزادى فرد و قدرت دولت تاليف آقاى دكتر محمود صناعى ص 4 و 5 . <br />
3- به عبارت ديگر هر چه او بكند عين عدالت است . <br />
4- يفتاح از قضاه بنى اسرائيل در جنگى نذر كرده بود اگر خداوند او راپيروز گرداند در بازگشت هر كس را كه نخست بدو برخورد به قربانى خداوندبسوزاند , در بازگشت نخستين كسى كه به او برخورد , دخترش بود , يفتاحدختر خود را سوزاند . <br />
5- آزادى فرد و قدرت دولت صفحه 78 . <br />
6- صحيح بخارى , جلد 7 , كتاب النكاح . <br />
7- نهج البلاغه بخش نامه ها , نامه 5 <br />
8- نهج البلاغه بخش نامه ها , نامه 51 . <br />
9- نهج البلاغه بخش نامه ها , نامه 51 . <br />
10- اينكه تنها نام مسلمان آمده است از آنجهت است كه صدقات تنها ازمسلمين گرفته ميشود . <br />
11 - نهج البلاغه نامه 25 ايضا رجوع شود به نامه هاى 26 و 27 و 46 .</p>
</font>]]>
      imagesCAAH2U2Yعلي.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/picture/002476.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2476</id>
   
   <published>2009-09-12T13:57:02Z</published>
   <updated>2009-09-12T09:27:57Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="تصویر هفته" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><img height="257" width="255" align="middle" alt="" src="/UserFiles/Image/ali31(1)(1).jpg" /></p>]]>
      ali31(1).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>وصیت نامه امیر مومنان به فرزندش حسن (ع)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/note/002475.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2475</id>
   
   <published>2009-09-12T13:40:17Z</published>
   <updated>2009-09-12T09:24:27Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="يادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma">آن چه پیش روی شماست، سفارش ها، توصیه ها، موعظه ها، رهنمودها، آموزه ها یا رهتوشه های امیر المومنین علی (ع) به امام حسن مجتبی ع است. نامه ای که حضرت مولا هنگام بازگشت ازجنگ صفین،دریکی از منازل بین راه خطاب به فرزندشان امام حسن مجتبی(ع) نوشته اند و طی آن همه ی آنچه را که یک انسان برای زندگی در این جهان و پیمودن را کمال به آن نیاز دارد، مورد توجه قرار داده اند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فرارو در برابر&nbsp; عظمت وصف ناپذیر&nbsp; امیر مومنان ، دست ادب بر سینه می گذارد و به مناسبت سالروز شهادت جانکاه آن مرد تقوا و عقل و&nbsp; حکمت و عدل و علم و کلام و شجاعت و عبادت ، گزیده ی مطولی از این وصیت شیرین و&nbsp; سرنوشت ساز را به محضر خوانندگان گرامی خویش تقدیم می کند. و آرزو می کند که روزی همگی بدین پندهای گرانبهای پدر بزرگوار خیرخواهمان عمل کنیم تا کژی ها و پلشتی ها و کینه ها و حسدها و انتقام جویی ها و تهمت زدن ها و دروغ گویی ها و دنیا طلبی ها و نکبت ها و بی شرافتی ها و ناجوانمردی ها از حیات فردی و اجتماعی مان رخت بر بندد و بتوانیم زندگی در گلستان را تجربه کنیم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">این وصیت نامه ی ارزشمند و بی بدیل را&nbsp; که در کتاب شریف نهج البلاغه می یابید، توسط آقای سید مهدی شجاعی ، به روانی و زیبایی ترجمه شده و در قالب کتابی به نام &quot; آیین زندگی&quot; به چاپ رسیده است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">هر کوشیدیم تا فرازهایی را که مهم ترند برگزینیم و در لابلای متن ،عمده کنیم تا&nbsp; بیشتر جلب توجهتان کند ، نتوانستیم ! همه اش دلنواز و سرنوشت ساز است و آن چه در میان متن ، عمده شده است ، مهم ترین فراز ها نیست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">بخوانیم:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">از: </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"></font></p>
<div align="justify">
<div class="selective"><font face="Tahoma">اگر به فقیر ومستمندی دست یافتی که حاضر شد بار تو را بر دوش کشد و فردای قیامت که تو به آن محتاجی،تمام کمال به دستت برساند، وجودش را مغتنم بشمار و بارت را بر دوشش بگذار ،و تا می توانی از بار خودت بردار و در انبان او بگذار. چه بس زمانی که تو طالب آنی، یافتنش را نتوانی. </font></div>
</div>
<p align="justify">پدری که در آستانه مرگ ایستاده است.وعبور شتابناک زمان،به باور جانش نشسته است. و حیات این جهان را پشت سر نهاده است،و تسلیم روزگار گشته است.به نکوهش دنیا پرداخته است.در سرای مردگان مسکن گزیده است.وپای در رکاب عزیمت فردا نهاده است.</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به: فرزندی که دل به آرزوهای محال سپرده است.و پای در مسیر نیستی نهاده است.در تیر رس بیماری ها نشسته است، و وامدار روزگار گشته است.و آماج مصائب اندوهبار قرار گرفته است.و به بندگی دنیا در آمده است.و به تجارت غرور (دنیا) مشغول گشته است.و بدهکار وادی فنا شده است.و تن به اسارت مرگ داده است. و هم پیمان دغدغه های غمبار گشته است. و هم نشین داغهای اندوهبار شده است.و در نشانه گاه آفات و بلیات،سکنی گزیده است.و زمین خورده و خاکمال شهوتها شده است.و جانشین مردگان گردیده است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اما بعد:<br />
تجربه عینی آشکار من از بد عهدی و بی وفایی دنیا و طغیان و سرکشی روزگار از یک سو، و آغوش گرم وگشاده آخرت،از سوی دیگر، وادارم ساخت که تمام هوش و حواسم معطوف خودم باشد،لحظه ای چشم از خودم برندارم و به دیگری نسپارم. فهمیدم که من پیش و بیش از آن که مسئول مردم باشم، وظیفه دار خودم هستم .و بر این دریافت ودغدغه ام،عقل نیز صحه گذاشت و از افتادنم به دام هوای نفس،بازداشت. و تکلیفم را بی هیچ پرده و پیرایه ای روشن ساخت.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و مرا به کاری سترگ وا داشت که بازی و شوخی بر نمی دارد. و با حقیقتی مواجه ساخت که هیچ دروغی از راستی اش نمی کاهد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ودیدم که تو پاره تن منی، و بلکه بیشتر از آنی، تو برایم همه روح و جانی!هر بد و خوبی که سوی تو آید، نصیب من شده است.و اگر مرگ،نشان از تو بگیرد،جان مرا نشانه گرفته است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">پس،کار تو را کار خودم دانستم و هر چه برای خودم می خواهم،برایت خواستم.این مکتوب را برایت نوشتم تا همواره تکیه گاه تو باشد و اسباب پشتگرمی ات، چه من بمانم برایت و چه نمانم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فرزند جانم!<br />
وصیت و سفارش من به تو ، پروای ازخداست،و پای بندی به دستورات او. و آباد ساختن دلت با یاد او. و به چنگ آوردن دست آویز او. و میان خود و خدایت کدام رابطه محکم تر و کدام واسطه مطمئن تر ازحبل الله،اگر که به آن دست پیدا کنی؟ دلت را با نصیحت زنده گردان. و با زهد وبی رغیبتی به این جهان، بمیران. میان تو و خودش، حاجب و پرده دار قرار نداده و کار تو را به هیچ میانجی و واسطه ای واگذار نکرده. و اگر بدی کردی،تو را از توبه باز نداشته.و درکیفر شتاب نکرده.و انجا که سزاوار رسوایی بودی رسوایت نساخته.و در پذیرش توبه، بر تو سخت نگرفته. و چند و چون گناهت را به رخت نکشیده. و از بخشش و رحمت مایوست نگردانده. و با یقین قوتش ببخش. و با حکمت چراغانی اش کن.و با یاد مرگ ، هوای طغیان و عصیان از او بستان و خوارش گردان. و از او اقرار و اعتراف بگیر به میرندگی ونابودی.و دیده اش را به فجایع دنیا باز کن. و او را از حمله و غلبه روزگار وزشتی گردش شبها و روزهای کج مدار برحذر دار. و اخبار و احوال گذشتگان رابرایش ترسیم کن.ویادش بیاور که از ابتدا بر سر پیشینیان چه آمده است.و در دیار و آثار گذشتگان سیر کن.و ببین!دقیق ببین که آنان چه کردند؟!از که جدا شدند؟به کجا کوچ کردند و در کدام منزل فرود آمدند؟!</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">بی تردید به این نتیجه خواهی رسید که:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آنان از یاران جدا شدند وهجرت به دیار غربت کردند. و چنان است که تو در اندک زمان، یکی از آنان خواهی بود. پس جایگاه ابدی ات را سامان ببخش.و آخرتت رابه دنیایت مفروش. و درآنچه نمی دانی، دخالت نکن! و سخنی را که وظیفه نداری نگو! و به راهی که بیم گمراهی می رود،قدم مگذار! که توقف در آستانه گمراهی بهتر است از سوار شدن بر امواج هولناک. و دیگران را به کارهای خوب فرا بخوان تا در زمره خوبان و امر به معروف کنندگان قرار بگیری.و به دست وزبان از زشتی بپرهیز،وبکوش که راهت را از بدکاران جدا کنی.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ودر راه خدا چنان که شاید و باید تلاش کن.و مبادا که در راه خدا،نکوهش ملامتگران، دلت رابلرزاند. و هر کجا که خاطر خدا در میان است، تن به مخاطره بسپار. ودر فهم دین بکوش. وخود را به صبوری در ناملایمات عادت ده. که بهترین اخلاق، تلاش برای شکیبایی است در مسیر حق. و خودت را در همه کارهایت به خدایت بسپار. که اگر چنین کنی، خود را به پناهگاهی مطمئن و نگاهبانی شکوهمند ومقتدر سپره ای.و همه چیز را فقط از خدایت بخواه. چرا که &ndash; توان و اراده- بخشیدن و نبخشیدن تنها به دست اوست.و تا می توانی ازخدا طلب خیر کن. و تلاش کن که وصیتم را خوب دریابی و از آن روی بر متابی. چرا که بهترین کلام آن است که سودمند باشد. و بدان که دانشی که به کار نیاید، مفید نیست. و در آن دانشی هم که آموختنش شایسته نیست، سودی نیست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فرزند جانم! <br />
من اینک چون خود را در آستانه کهنسالی یافتم و سستی و ناتوانی ام را رو به افزایش دیدم، به انجام&nbsp; وصیت شتافتم. و به بیان برخی از مختصات پرداختم پیش از آن که اجل به سویم بشتابد وحرفهای دلم با تو را ناتمام بگذارد. یا اندیشه ام کاستی پذیرد، دلت را با نصیحت زنده گردان. و با زهد وبی رغیبتی به این جهان، بمیران. و با یقین قوتش ببخش. و با حکمت چراغانی اش کن.و با یاد مرگ ، هوای طغیان و عصیان از او بستان و خوارش گردان. و از او اقرار و اعتراف بگیر به میرندگی ونابودی.و دیده اش را به فجایع دنیا باز کن. هم چنان که جسمم فرسوده می شود. یا چیرگی هواهای نفسانی و فتنه های دنیوی، پیش از اقدام من اتفاق بیفتد و نفست همچون شتر سرکش، لجام نگیرد وتربیت نپذیرد. و قلب جوان همچون زمین خالی &ndash; سرشار از قابلیت وپذیرش-است. هر بذری را می پذیرد و در خود جای می دهد. و من پیش از آن که زمین دلت،سفت وسخت شود ودلت بذر دیگری رابپذیرد،به کشت ادب در وجودت همت گماشتم. تا محکم واستوار، دل به کار بسپاری و از آنچه اهل تجربه، طالبش بوده اند وخود آزموده اند،بهره برداری. وبدین سان رنج جستجو کردن ونیاز آزمودن از تو برداشته شود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وتو هم دریابی آنچه ما دریافتیم. و به روشنی ببینی آنچه را که ما در سایه روشن دیدیم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فرزند جانم!<br />
من اگر چه به اندازه گذشتگان خودم عمر نکرده ام، اما در اعمال و رفتارشان نگریسته ام و در اخبار و احوالشان اندیشیده ام و در بقایا و آثارشان،سیر کرده ام. آن چنان که انگار یکی از آنان گردیده ام. و شگفت تر این که به دلیل احاطه بر سر گذشت و تاریخشان،گویی که با تمامی آنها از اولین تا آخرین نفر،زندگی کرده ام. و چنین شد که خالص را از ناخالص و سود را از زیان باز شناختم. و برای تو از هر کار، زبده ترین و زیبا ترینش را برگزیدم. و از کارهای بی نتیجه و نا معلوم،بازت داشتم. و آنچنان که شایسته پدری دلسوز ومشفق است،به مسائل تو نگریستم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وجمیع آداب را برایت فراهم آوردم تا در علم و عمل به آنها مجهز شوی. در زمانی که تو، تازه پا به وادی زندگانی نهاده ای و به روی روزگار، آغوش گشوده ای .و از نیت پاک و جان بی خس و خاشاک بر خورداری. بر آن شدم که ابتدا به تو قرآن بیاموزم و تو را از ترجمان و تاویل آن آگاه سازم. و شریعت اسلام و احکام آنرا به تو بشناسانم و حلال وحرام آن را برایت مشخص گردانم. و در آموزشت، پا از این حدود،فراتر نگذارم. سپس ترسیدم که مبادا آن هواها واندیشه ها که مردم را دچار انحراف و اختلاف کرد، تو را نیز دچار سازد. پس اگرچه بیان برخی از هشدارها راخوش نمی داشتم، ولی برای تحکیم مبانی اعتقادی ات به این ناخواسته تن دادم،ازبیم آنکه مبادا دل به راهی بسپاری که در انتها،چاره ای جز هلاکت نداری. و امید بستم که خدا تو را در مسیر رشد و رستگاری غنیمت بشمار وجود کسی را که در روز توانگری از تو وام بخواهد تا هنگام تنگدستی و نیازمندی به تو باز پس دهد. و بدان که گردنه ای هولناک پیش روی تو ست. گردنه ای که در آن، سبکباران خوشحا ل ترند تا گرانباران. وکند روان و آهسته گان بد حال ترند تا تندروان و شتابندگان. و فرودگاهت درآن مسیر، یا بهشت است یا جهنم،ناگزیر. برای خودت، پیش از رسیدن،چاره ای بساز و خانه را قبل از نقل مکان، بپرداز. موفق گرداند و به سر منزل هدایت برساند.اینک، تعهدت را به انجام این وصیت می طلبم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و بدان ای فرزند جان!<br />
بیشترین توشه ای که دوست دارم از این وصیت بگیری، پروای از خدا است (پرهیزگاری و تقوا). مثل (به فتح میم ) آنها که ماهیت دنیا را شناخته اند،مثل مسافرانی است که در دیاری خشک و بی حاصل، وقوف کرده اند تا به سمت مقصد که جایگاهی سبز و خرم و با طراوت است،کوچ کنند. اینان رنج راه را می پذیرند،هجران دوستان را تحمل می کنند وبه ناهنجاری سفر و ناگواری خوراک تن می دهند تا به فراخنای خانه ها یشان و قرارگاه کاشانه ها یشان برسند.و اینچنین است که هیچ دردی را درد نمی دانند وهیچ هزینه ای را زیان نمی شمارند. و دراین مسیر، هیچ چیز مطلوب تر نیست از آنچه آنان را به منزل و ماوا (مقصد) شان نزدیکتر کند.و مثل آن کسانی که فریفته دنیا شدند، مثل آن قومی است که دراستراحتگاهی سبز وخرم، جا خوش کرده بودند و برای کوچ به سمت دیاری خشک و بی آب و علف ناگزیر گردیدند.برای این گروه، سخت ترین و نا خوشایندترین کار، جدایی و کندن از مکان پیشین و پیوستن به مکان واپسین است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ای فرزند جانم!<br />
در آنچه میان تو ودیگران است،خودت را میزان قرار بده! آنچه برای خودت دوست می داری،برای دیگری هم دوست بدار. و آنچه برای خودت بد می شماری،برای دیگری هم بد بشمار! وستم مکن! همچنانکه دوست مداری بر تو ستم شود وخوبی کن! همچنانکه دوست داری با تو خوبی کنند.و آنچه برای دیگران زشت می انگاری،برای خودت هم زشت بدان.و از مردم بگذر،آن سان که دوست داری از تو بگذرند.و نگو آنچه نمی دانی،هر چند کم باشد آنچه که میدانی. و نگو آنچه راکه دوست نداری درباره تو بگویند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وبدان که خود پسندی ناپسند است و آفت عقل و خرد. پس در حد توان بکوش و ذخیره بان دیگران مباش. و آنگاه که به مقصد و مقصودت رهنمون شدی،تا می توانی نسبت به پروردگارت خاشع و فروتن باش. و بدان که پیش روی تو راهی است دور و دراز وسختی و مشقتی جانگداز. و در این مسیر، به تلاش و طلبی جانانه،محتاجی و توشه ای که تو را به مقصد برساند، بی آنکه پشتت را سنگین گرداند. وبه هوش باش که بیش از طاقتت بار بر نداری و بر پشت نگذاری چنانکه سنگینی اش تو را بیازارد و به ستوه آورد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و اگر به فقیر ومستمندی دست یافتی که حاضر شد بار تو را بر دوش کشد و فردای قیامت که تو به آن محتاجی،تمام کمال به دستت برساند، وجودش را مغتنم بشمار و بارت را بر دوشش بگذار ،و تا می توانی از بار خودت بردار و در انبان او بگذار. چه بس زمانی که پس هر گاه اراده کردی، درهای نعمتش را با دعا باز کن و نزول باران رحمتش را از او بخواه.پس مبادا که تاخیر در پاسخ و اجابتش، اسباب نومیدی ات گردد. چرا که بخشش ومرحمت مبتنی است بر مختصات نیت. و چه بسا فلسفه تاخیر در اجابت این باشد که پاداش بیشتر نصیب خواهنده شود وهدایای ارجمندتری به دست آرزومند برسد. تو طالب آنی، یافتنش را نتوانی.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و غنیمت بشمار وجود کسی را که در روز توانگری از تو وام بخواهد تا هنگام تنگدستی و نیازمندی به تو باز پس دهد. و بدان که گردنه ای هولناک پیش روی تو ست. گردنه ای که در آن، سبکباران خوشحا ل ترند تا گرانباران. وکند روان و آهسته گان بد حال ترند تا تندروان و شتابندگان. و فرودگاهت درآن مسیر، یا بهشت است یا جهنم،ناگزیر. برای خودت، پیش از رسیدن،چاره ای بساز و خانه را قبل از نقل مکان، بپرداز. چرا که پس از مرگ نه امکان جلب رضایت خدا هست و نه امکان بازگشتن به دنیا. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و بدان! آن خدایی که گنجینه های آسمانها و زمین به دست اوست، وقتی به تو اجازه دعا داده است، یعنی که اجابت را بر عهده گرفته است. و وقتی فرمان داده است که از او بخواهی، یعنی بنایش بر عطا کردن است. و از او طلب بخشش کنی، یعنی اراده اش بر بخشیدن است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و میان تو و خودش، حاجب و پرده دار قرار نداده و کار تو را به هیچ میانجی و واسطه ای واگذار نکرده. و اگر بدی کردی،تو را از توبه باز نداشته.و درکیفر شتاب نکرده.و انجا که سزاوار رسوایی بودی رسوایت نساخته.و در پذیرش توبه، بر تو سخت نگرفته. و چند و چون گناهت را به رخت نکشیده. و از بخشش و رحمت مایوست نگردانده. بلکه کندن تو را از گناه ،تحسین کرده. هر گناهت را یکی برشمرده،اما هر خوبی ات را ده به حساب آورده. و در توبه را برایت باز گذاشته. اگر او را بلند بخوانی، صدایت را می شنود.و اگر با او آهسته نجوا کنی،راز و نیازت را می فهمد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">پس نیازهایت را از او بخواه،رازهایت را با او درمیان بگذار،گلایه ها وشکوه هایت را نزد او ببر، بر طرف شدن غم ها وغصه هایت را از او طلب کن و درکارهایت از او مدد بگیر. و هر چه می خواهی از خزائن رحمت او بخواه،چیز هایی که هیچکس جز او توان بخشیدنش را ندارد، از افزایش طول عمر تا سلامتی و تندرستی، تا وسعت و گشایش در روزی. او کلید های گنجینه هایش را در دو دستت نهاده وقتی که درخواست از خودش را به تو رخصت داده. پس هر گاه اراده کردی، درهای نعمتش را با دعا باز کن و نزول باران رحمتش را از او بخواه.پس مبادا که تاخیر در پاسخ و اجابتش، اسباب نومیدی ات گردد. چرا که بخشش ومرحمت مبتنی است بر مختصات نیت. و چه بسا فلسفه تاخیر در اجابت این باشد که پاداش بیشتر نصیب خواهنده شود وهدایای ارجمندتری به دست آرزومند برسد.&nbsp;&nbsp;<br />
&nbsp;<font face="Tahoma"><br />
...و چه بسا چیزی از خدا خواسته ای وبه خواسته ات نرسیده ای ، ولی به این حقیقت رسیده ای که چیزی بیشتر و بهتر از آن را دیر یا زود برایت تدارک دیده اند، یا در یافته ای که خیر و صلاحت در نداشتن آن چیز بوده است. چه بسا حاجتی داشته ای که رسیدن به آن باعث تباهی دینت می شده. پس سعی کن از خدا چیزی بخواهی که زیبایی اش برایت جاودان بماند و وجودت از رنج وسختی اش در امان بماند.</font></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و اما ثروت و مال،نه آن برای تو می ماند و نه تو برای آن می مانی. و بدانکه بی شک تو برای آن جهان خلق شده ای،نه این جهان، برای نبودن در این جهان نه برای بودن جاودان،برای مردن نه برای زنده ماندن. و تو اکنون درگذرگاه، سکنی گزیده ای. درخانه موقت و قناعت. و درجاده آخرت. و تو از مرگی گریزانی که هیچ گریزنده ای از چنگ آن خلاصی ندارد. مرگ از شکار خودش نمی گذرد و بی تردید به چنگش می آورد.پس مراقب باش تو را در حین ارتکاب به گناه، نگیرد. به خودت امید و وعده می دهی که از آن گناه توبه می کنی. اما مرگ، میان تو و توبه ات جدایی می اندازد. و این یعنی: کمر به نابودی خودت بسته ای.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ای فرزند جانم!<br />
مرگ را پیوسته در نظر بیار و مقصد این شتابناک را به خاطر بسپار و ببین که پس از مرگ چه ها باید دید و کجا باید رسید. که وقتی مرگ از راه رسید،کمر بسته و حاضر به یراق و پا به رکاب باشی. نه این که مرگ، ناگهان و غفلتا در رسد و تو را در سیطره خویش بگیرد. به هوش باش که جدی گرفتن و جاودان شمردن دنیا توسط اهلش تو را نفریبد یا جنگ و جدالشان بر سر دنیا بر تو اثر نگذارد. چرا که خدا تو را از ماهیت دنیا با خبر کرده و دنیا هم خود در عمل به توصیف خود پرداخته و زشتی هایش را برایت آشکار ساخته. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اهل دنیا سگانی هستند که پیوسته پارس می کنند و درندگانی که مدام زوزه می کشند و با خشم و نفرت به یکدیگر یورش می برند. قدرتمندشان، ضعیف تر را می بلعد و بزرگترشان بر کوچکتر سلطه می یابد. همگی چهار پایند. برخی پای بسته و عده ای لجام گسسته. عقلهایشان را گم کرده اند و بر مرکب جهالت،راهی جاده های نامعلوم شده اند. حیوانات بی زبان، رها شده در سختی بیابان، مشغول چریدن علفهای خسران و زیان. نه چوپانی که سر و سامانشان دهد و نه شبانی که به چراشان برد. دنیا به کوره راهشان می راند و چشمشان را از روشنای هدایت می پوشاند. در وادی حیرت دنیا سر گردانند و در دریای نعمت دنیا دست و پازنان. دنیا را خدای خویش ساخته اند. هم بازیچه دنیا گشته اند و هم به بازی با دنیا پرداخته اند. و آن سوی این جهان را به فراموشی سپرده اند. باش تا پرده های تاریک کنار رود. خواهی دید که کاروان به سامان رسیده، هر که به آن رسیده با مرکب شتاب رسیده.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و بدان ای فرزند جانم!<br />
آن که بر نقاله شب و روز نشسته، برده می شود اگر چه بر جای خود ایستاده باشد. و راه را طی می کند اگر چه راحت و بی خیال، خفته باشد. و یقین بدان که به قله آرزوهایت نمی توانی رسید و از چنگال اجل نمی توانی رهید. این راهی است که یقین بدان که به قله آرزوهایت نمی توانی رسید و از چنگال اجل نمی توانی رهید. این راهی است که درگذشتگانت آزموده اند و پیشینیانت در نور دیده اند. پس درتلاش معاش، اعتدال داشته باش و دایره درآمد و دارایی را محدود کن. چه تجارت ها که اصل سرمایه را نابود کرده است. چنین نیست که هر تلاشی به روزی رسد و هر قناعت پیشه ای محروم بماند. درگذشتگانت آزموده اند و پیشینیانت در نور دیده اند. پس درتلاش معاش، اعتدال داشته باش و دایره درآمد و دارایی را محدود کن. چه تجارت ها که اصل سرمایه را نابود کرده است. چنین نیست که هر تلاشی به روزی رسد و هر قناعت پیشه ای محروم بماند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و عزت نفست را حفظ کن و به هر پستی و دنائتی تن مسپار، اگر چه تو را به خواسته هایت برساند، چرا که آنچه از تو می ستاند، هرگز باز نمی گرداند. و بنده دیگری مباش. که خدا تو را آزاد آفریده. و چه سود در آن خیری که جز با شر به دست نیاید و آسایشی که جز با مشقت حاصل نشود؟! وبه هوش باش که مرکب های شتابناک آز و طمع، تو رابه آبشخور هلاکت نکشانند. و اگر بتوانی کاری کنی که میان خود و خدایت، پای هیچ واسطه ای به میان نیاید و هیچ ولی نعمتی رخ ننماید، بکن. چرا که تو قسمت خودت را می بری وسهم خودت را می گیری. و کمی که از جانب خدای سبحان برسد، بسیار بزرگتر و ارجمند تر است از زیادی که از سوی خلقش. اگرچه هر چه هست از اوست. به دست آوردن آنچه به خاطر سکوت و نگفتن به دست نیامده، آسانتر است از بازگرداندن آنچه به واسطه گفتن از کف رفته. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و ماندن وخوب ماندن آنچه در ظرف است، تماما بستگی به سربند آن دارد. و نگهداری آنچه در دستهای خود توست، از دیدگاه من بهتر است از خواستن آنچه در دستهای دیگران است. و تلخی قطع امید از مردم، شیرن تر است از رو زدن به مردم. و کار و تلاش همراه با عفت وسلامت، شرف دارد بر ثروت آلوده به گناه و معصیت. و راز هر کس نزد خودش محفوظ تر می ماند. وبسا کسان که برای رسیدن به زیان می کوشند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">هر کس که زیاد حرف بزند، یاوه می بافد. و هر که اهل تفکر باشد، به بصیرت می رسد.<br />
با خوبان همدم شو تا از آنان شوی. و از بدان فاصله بگیر تا از آنان نگردی. بد خوراکی است این حرام! و بدترین ستم، ستم بر ضعیفان و درماندگان است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آنجا که مدارا، خشونت به بار می آورد، خشونت نگهداری آنچه در دستهای خود توست، از دیدگاه من بهتر است از خواستن آنچه در دستهای دیگران است. و تلخی قطع امید از مردم، شیرن تر است از رو زدن به مردم. و کار و تلاش همراه با عفت وسلامت، شرف دارد بر ثروت آلوده به گناه و معصیت. عین مدارا محسوب می شود.<br />
چه وقتها که دوا، بیماری می آفریند و درد، نقش درمان می پذیرد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">چه بسا پند کسی که اهل موعظه نیست،کار ساز افتد و پند آن کس که از او امید موعظه میرود، مغشوش گردد. و بر حذر باش از تکیه کردن بر آرزو که آرزو سرمایه ابلهان است. و عقل، به خاطر سپردن تجربه هاست. وبهترین تجربه ات آن است که تو را عبرت بیاموزد. فرصت را دریاب پیش از آنکه تبدیل به غصه و محنت شود. چنین نیست که هر جستجوگری به مقصد برسد و هر رفته ای باز بیاید. واز جمله تباهی، ازدست دادن توشه راه است، وتباه ساختن منزل آخرت.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و هر کاری را پیامد و پایانی است. به آنچه درتقدیرت آمده، خواهد رسید. بازرگان پیوسته در معرض خطر است. وچه بسا &quot;کم&quot; ی که بیش از &quot;زیاد&quot; برکت و باروری دارد. در آن یاوری که پست و فرومایه است و رفیقی که مشکوک و غیر قابل اعتماد، خیری نیست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">روزگار را آسان بگیر تا آن زمان که مرکب زمانه رام توست و به امید بیشتر داشتن، خود را به آب و آتش مزن. و مراقب باش که مرکب سرکش لجاجت، تو را از جای خود نجهاند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">برادرت - ورفیق برادروارت- اگر از تو گسست، تو پا بر نفس خوش بگذار و قدم در مسیر مهر و آشتی بردار. و اگر پای از تو برید و دست از تو کشید، تو دست لطف به سویش دراز کن و پا بر دوام انس و رفاقت بفشار. واگر بر تو تنگ گرفت، تو آستین بخشش گشاده دار. و اگر از تو دوری گزید، تو به او نزدیک شو. و اگر بر تو سخت گرفت تو با او مدارا کن. واگر خطا کرد، تو عذرش را بپذیر. تا آنجا که انگار تو بنده اویی و او ولی نعمت توست. و مبادا آنجا که جای این رفتار نیست و برای آن که لایق این کردار نیست، چنین هر کس که زیاد حرف بزند، یاوه می بافد. و هر که اهل تفکر باشد، به بصیرت می رسد. با خوبان همدم شو تا از آنان شوی. و از بدان فاصله بگیر تا از آنان نگردی. بد خوراکی است این حرام! و بدترین ستم، ستم بر ضعیفان و درماندگان است. عمل کنی. ودشمن دوستت را هرگز به دوستی مگیر. چرا که دشمنی کردن با دوست محسوب می شود. و هنگام نصیحت به برادرت- خوب یا بد- تلاش کن که مخلصانه عمل کنی.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و خشم را جرعه جرعه بنوش و از بروزش چشم بپوش که من ندیدم شربتی تا بدین حد نیک فرجام وشیرین سرانجام. و مهرورزی کن نسبت به آنکه با تو خشونت می کند. بعید نیست که نرمی رفتارت او را مهربان کند. و دشمنت را به کمد لطف کرامت بگیر. که از دو محصول پیروزی- که عفو و انتقام است- عفو، شیرین تر است. و اگر خواستی که پیوند از برادرت بگسلی، جایی برای او در وجود خودت باقی بگذار که اگر هوشیار شود و قصد بازگشت کند، بتواند. و هر کس به تو خوش گمان است، گمانش را تقویت و تثبیت کن. حق رفیقت را ضایع مکن به اعتبار رفاقتی که میانتان بوده و هست. چرا که بعد از پایمالی حقوق، رفاقتی بر جای نمی ماند. و کاری نکن که خانواده ات بی مهرترین مردم نسبت به تو گردند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و به آن که تو را دوست نمی دارد، دل مبند. و مبادا که در رفاقت چنان عمل کنی که دوست، انگیزه اش برای بریدن، بیشتر از پیوستن شود و برای بدی کردن، بیشتر از خوبی. و ظلم آن کس که بر تو ستم می کند، دل جانت را نیازارد. چرا که او در آتش زیان خود می سوزد و برای تو منفعت می اندوزد. و آن کس که تو را شادمان می کند، غمگین ساختنش سزاوار نیست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وبدان ای فرزند جانم!<br />
که روزی بر دو گونه است:<br />
یکی آن روزی است که تو در پی آنی و دیگری آن است که خود در پی توست.این روزی را اگر تو دنبال نکنی ، خود به سراغت خواهد آمد. چقدر زشت است فروتنی به هنگام نیازمندی وجفا و سرکشی به وقت بی نیازی . بهره ی تو از دنیا همان قدر برادرت - ورفیق برادروارت- اگر از تو گسست، تو پا بر نفس خوش بگذار و قدم در مسیر مهر و آشتی بردار. و اگر پای از تو برید و دست از تو کشید، تو دست لطف به سویش دراز کن و پا بر دوام انس و رفاقت بفشار. واگر بر تو تنگ گرفت، تو آستین بخشش گشاده دار. و اگر از تو دوری گزید، تو به او نزدیک شو. و اگر بر تو سخت گرفت تو با او مدارا کن. واگر خطا کرد، تو عذرش را بپذیر...و مبادا آنجا که جای این رفتار نیست و برای آن که لایق این کردار نیست، چنین عمل کنی. است که برای خانه ی آخرتت به کار می گیری. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اگر بناست که به خاطر آنچه از دست داده ای، ضجه بزنی، سزاست که برای آنچه به دست نیاورده ای هم، مویه کنی. از بوده ها پی به نا بوده ها ببر. چرا که قضایا شبیه یکدیگرند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">از آنان مباش که پند و موعظه را جز با ضرب و زور نمی پذیرند. چرا که عاقل، پند و اندرز را به ادب می پذیرد و چهار پا به زور و ضرب.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">با دو سد استوار، راه هجوم غم و اندوه را بر دلت ببند: <br />
یک : صبر و مدارا. دو: اعتماد کامل و زیبا نسبت به خدا.<br />
هر که از جاده ی اعتدال فاصله بگیرد، سر از وادی ستم در می آورد.<br />
و دوست، خوشاوند محسوب می شود. و دوست کسی است که در غیاب هم دوست باشد .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وهوای نفس، شریک و همدم کوری است.<br />
چه بسا نزدیکی که از هر دوری دورتر است. وچه بسا دوری که ازهر نزدیکی نزدیکتر. وغریب آن کسی است که همدم ندارد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">کسی که پا از حیطه ی حق فراتر بگذارد، عرصه بر او تنگ می شود. و هر که قدر و اندازه ی خود را بشناسد، حرمتش حفظ می گردد. آن کس که نسبت به تو پروا ندارد و حد و اندازه نگه نمی دارد، به یقین دشمن توست .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در آن زمان که طمع یافتن، باعث هلاکت می شود ، یاس و نیافتن ، عین یافتن است و به مقصود نرسیدن، عین رسیدن. نه هر پوشده ای آشکار کردنی است و نه هر فرصتی در یافتنی. چه بسا که یک بینا راهش را گم کند و نابینا سر از مقصد در بیاورد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">انجام هر کار بد را به تاخیر بینداز. چرا که هر زمان بخواهی می توانی در انجامش ، شتاب کنی.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">بریدن از جاهل ، درست مثل پیوستن به عقل است.<br />
هر که به زمانه اعتماد کند زمانه به او خیانت می کند و هر که برای زمانه اعتبار قائل شود ، زمانه او را بی اعتبار می سازد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">تیر همگان همواره به هدف اصابت نمی کند .<br />
با تغییر حکومت ، مناسبات زمانه تغییر می کند.<br />
بیش تر از سفر به همسفر بها بده و پیش تر از خانه ، همسایه را ارزیابی کن. <br />
و هنگام سخن گفتن ، از بیان حرفهای مضحک پرهیز کن، اگر چه نقل قول از دیگران باشد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و خویشاوندانت را گرامی بدار. چرا که آنان بال تو اند برای پرواز و اصل و<br />
ریشه ی تواند برای بازگشت و دست تو اند برای حمله و هجوم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">دین و دنیایت را به خدا می سپارم . بهترین سر نوشت را برای حال و آینده ات و دنیا وآخرتت از خدا مسالت دارم. <br />
والسلام </font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خانه‌تکانی گسترده در وزارت نفت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/lastnews/002474.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2474</id>
   
   <published>2009-09-10T21:09:52Z</published>
   <updated>2009-09-10T16:40:23Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="جديدترين اخبار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<div class="body" style="TEXT-ALIGN: justify">خبرآنلاین - با آمدن علی&zwnj;آبادی به وزارت نفت، 150 مدیر نفتی احتمالاً از این وزارتخانه می&zwnj;روند.<br />
<br />
سیدمسعود میرکاظمی، وزیر نفت دولت دهم زودتر از آنچه پیش&zwnj;بینی می&zwnj;شد دست به غربال و خانه تکانی در وزارت نفت زد. زمزمه&zwnj;های برکناری نقره&zwnj;کار معاون بین الملل و بازرگانی وزارت نفت توسط وزیر جدید، از وزارت نفت به گوش می&zwnj;رسد و قرعه به نام وی افتاده است.<br />
<br />
سیدمسعود میرکاظمی که این روزها سخت درصدد مطالعه برای افزایش آگاهی&zwnj;هایش در خصوص نفت و صنایع وابسته است تا بتواند در اجلاس اوپک از مواضع نفتی ایران دفاع کند، از سویی دیگر با فرامین خاص و نامه&zwnj;های پی درپی درخصوص تغییرات مدیران ارشد وزارت نفت مواجه شده است.<br />
<br />
نقره&zwnj;کار شیرازی، معاون بین&zwnj;الملل وزارت نفت که میرکاظمی از وی دل خوشی ندارد این روزها در حال شال و کلاه است تا با بازگشت میرکاظمی از وین و دریافت حکم برکناری&zwnj;اش وزارت نفت را ترک گوید. تغییر معاون بین&zwnj;الملل نفت در حالی رخ می&zwnj;دهد که &laquo;نفتی&zwnj;ها&raquo; وی را یکی از بهترین معاونان وزارتخانه نفت می&zwnj;نامند.<br />
<br />
معاون اکنون وزیر نفت، کسی است که اوایل انقلاب و در حالی که هنوز هیچ سازمانی در جمهوری اسلامی قوام و شکل مطلوب خود را نیافته بود و آغاز جنگ از سویی و تحریم&zwnj;های بین&zwnj;المللی از سوی دیگر کشور را در تنگنا قرار داده بود و مردم نگران وضع معیشیتی خود بودند، سرپرست وزارتخانه&zwnj;ای را بر عهده گرفت که قرار بود سیلوهای از گندم خالی را پر کند و برای تأمین مایحتاج مردم برنامه&zwnj;ریزی کند.<br />
<br />
همه نگاه&zwnj;ها به وزارت بازرگانی به سرپرستی نقره&zwnj;کار شیرازی بود. اخبار متفاوتی از غارت مایحتاج مردم در گوشه و کنار کشور به گوش می&zwnj;رسید. فشارها بیشتر می&zwnj;شد. کشور در شرایط حساسی قرار داشت. وزارت بازرگانی باید کاری می&zwnj;کرد. او در آن زمان تحصیل در آمریکا را نیمه تمام رها کرد تا به انقلابیون بپیوندد.<br />
<br />
نقره&zwnj;کار شیرازی در روزهای سخت اوایل انقلاب، در برابر تاراج مواد غذایی و خالی شدن سوله&zwnj;ها از سوی شورش&zwnj;گران مخالف انقلاب اسلامی کمیته&zwnj;ای ویژه تشکیل داد تا جلوی اغتشاشات را بگیرد. اما این مرد با تجربه در حوزه بین&zwnj;الملل حالا سایه سنگین وزیری را احساس می&zwnj;کند که در سال&zwnj;هایی که وی سرپرست وزارت بازرگانی بود، میرکاظمی محصلی بیش نبود. معاونی که در سال&zwnj;های سکنی در وزارت نفت بیش از 40 میلیارد دلار سرمایه&zwnj;گذاری چینی&zwnj;ها و مالزی&zwnj;ها را در صنعت نفت و گاز ایران سبب شد.<br />
<br />
نقره&zwnj;کار شیرازی آن زمانی از چشم میرکاظمی افتاد که در جلسه اتاق بازرگانی ایران، چند روز قبل از جلسه رأی اعتماد مجلس به وزیر نفت، به برنامه&zwnj;های سرمایه&zwnj;گذاری خارجی میرکاظمی برای وزارت نفت تاخت و آنها را غیر عملی دانست. وی به گفته&zwnj;های پراکنده آن روز میرکاظمی درباره صنعت نفت اشاره کرد و گفت: &laquo;برخی از مشکلاتی که از سوی مسعود میرکاظمی، وزیر پیشنهادی نفت دولت دهم درباره صنعت نفت مطرح شد، داخلی و بین&zwnj;المللی است و مسئولیت صنعت نفت نبوده است. به طور نمونه اگر سرمایه&zwnj;گذار خارجی نمی&zwnj;تواند وارد صنعت نفت شود، به وزارت نفت و وزارتخانه دیگر مربوط نیست. کل نگاه سیاسی و بین&zwnj;المللی باعث عدم ورود سرمایه&zwnj;های خارجی و فناوری&zwnj;های روز به داخل کشور شده است.&raquo;<br />
<br />
احمدی&zwnj;نژاد حتی جواب سلام آقای هامانه را هم نمی&zwnj;داد<br />
وزارت نفت روزهای پر حاشیه&zwnj;ای را می&zwnj;گذراند. محمود احمدی&zwnj;نژاد این&zwnj;بار وزیر نفتی را دارد که بر خلاف وزرای قبلی تابع و کم حاشیه است. اما بدنه وزارت نفت چه نگاهی به احمدی&zwnj;نژاد و نحوه تعاملش با این وزارتخانه را دارند؟<br />
یکی از مدیران رده بالای وزارت نفت در گفت و گو با &laquo;خبر&raquo; درباره رویکرد احمدی&zwnj;نژاد به بدنه وزارت نفت گفت: احمدی&zwnj;نژاد از همان ابتدای دولت نهم در 4 سال پیش کار خود را با توهین و برخورد با وزارت نفت آغاز کرد. طرح مباحثی چون مافیای نفتی و اینکه پول نفت سر سفره&zwnj;ها نیست و باید سر سفره&zwnj;ها بیاید، این نکته را به ذهن متبادر می&zwnj;کرد که گویی در وزارت نفت یک شبکه مخوفی از دزدان و آدم خواران وجود داشتند و آقای احمدی&zwnj;نژاد آمد تا دست اینها را از نفت کوتاه کند. یک روز آقای محمود احمدی&zwnj;نژاد در کمیسیون تلفیق مجلس گفت: &laquo;ما مگر چه می&zwnj;گوئیم که اینهمه به ما توهین می&zwnj;کنند. ما حرفمان اینست که باید وزارت نفت پاکسازی شود. بدنه وزارت نفت را شبکه&zwnj;های مافیایی فرا&zwnj;گرفته&zwnj;اند.&raquo;<br />
<br />
این مقام آگاه نفتی در ادامه افزود: اینکه در حال حاضر آقای میرکاظمی به وزارت نفت رسیده است عقبه تاریخی دارد. احمدی&zwnj;نژاد در دولت نهم افرادی را به عنوان وزیر پیشنهادی نفت به مجلس معرفی کرد که همگی آنها معتمدین و از دوستان نزدیک وی بودند. معرفی آقای &laquo;سعیدلو&raquo; که معاون مالی اداری وی در دوران شهرداری احمدی&zwnj;نژاد بود و معرفی آقای &laquo;صادق محصولی&raquo; در زمانی که وی در استانداری اردبیل فعالیت داشت و با چراغ سبز آقای احمدی&zwnj;نژاد به تجارت مغایر با قوانین کشور می&zwnj;پرداخت و اگر قرار بود برای تجارتش 60 درصد مالیات و عوارض و عواید به دولت بپردازد و 40 درصد بهره ببرد، 20 درصد به دولت می&zwnj;پرداخت و 80 درصد سود می&zwnj;برد. اینها همه و همه به دلیل نزدیکی وی با احمدی&zwnj;نژاد بود. بعد از اینکه در مجلس فضا به شدت بر علیه محصولی شد و بحث &laquo;وزیر میلیاردر&raquo; طرح شد خود محصولی از قبول کاندیدایی برای وزارت نفت کناره&zwnj;گیری کرد. بعد از محصولی حتی فردی به نام &laquo;تسلطی&raquo; به مجلس معرفی شد که انگشت تعجب بر دهان نمایندگان مجلس نقش بست. چه آنکه وی بویی از نفت نبرده بود و تنها سابقه&zwnj;اش ریاست طرح&zwnj;های ساختمانی و زیربنایی شرکت ملی صنایع پتروشیمی بود.<br />
<br />
وی افزود: در نهایت احمدی&zwnj;نژاد وزیری هامانه را به مجلس معرفی کرد و هامانه به دلیل اینکه در حقیقت یک وزنه&zwnj;ای در وزارت نفت بود، به خوبی به موضوعات نفتی تسلط داشت و مجلس به وی رأی داد، اما رویارویی وی با احمدی&zwnj;نژاد هم حکایت جالبی دارد.<br />
<br />
در حقیقت آقای هامانه فرامین احمدی&zwnj;نژاد را که بعضاً غیر نفتی بود اجرایی نمی&zwnj;کرد و مسیری را که احمدی&zwnj;نژاد انتخاب کرده بود دنبال نمی&zwnj;کرد. بزرگترین جلوه عدم تفاهم احمدی&zwnj;نژاد با وزیری هامانه هم عدم قبولی قائم مقامی کردان در وزارت نفت از سوی وی بود و هامانه تا روز آخر هم مقاومت کرد. کار به جایی کشیده بود که آقای احمدی&zwnj;نژاد حتی جواب سلام آقای هامانه را هم در هیأت دولت نمی&zwnj;داد.<br />
<br />
وی در خصوص آمدن نوذری به وزارت نیز گفت: آمدن نوذری به وزارت نفت در شرایطی بود که گرچه وی از نظر سطح کارشناسی در حد و اندازه هامانه نبود، اما بدنه وزارت نفت وی را قبول کرد، گرچه هامانه سعی می&zwnj;کرد در مسیر احمدی&zwnj;نژاد حرکت کند. نخستین اقدام وی هم این بود که قائم مقامی کردان را به رسمیت شمرد، اما معاونت&zwnj;های دیگر، یعنی آقایان &laquo;ترکان و نعمت&zwnj;زاده&raquo; همچنان در برابر جریانی که همراه با احمدی&zwnj;نژاد بود مقاومت می&zwnj;کرد.<br />
<br />
احمدی&zwnj;نژاد از عملکرد نوذری هم رضایت نداشت، چه آنکه نوذری هم وزیر نفت مورد علاقه وی از آب در نیامد. اما امکان تغییر هم نبود، چه آنکه دیگر چوب خط رئیس&zwnj;جمهور برای تغییر وزیر نفت پر شده بود، لذا نوذری تحمل شد، اما همچنان این اصطکاک وجود داشت. از سویی نوذری در بحث بودجه 86 و 87 خرید بنزین در مجلس سخنانی ایراد که عصبانیت احمدی&zwnj;نژاد را در پی داشت و تیر خلاص همکاری این دو با یکدیگر بود. همین اختلافات سبب شد تا نوذری اولتیماتوم جدی رئیس&zwnj;جمهور را بپذیرد و در برابر وی کرنش کند، شاهد این مدعا نیز تغییر دو معاون در وزارت نفت بود که به مذاق احمدی&zwnj;نژاد خوش نمی&zwnj;آمدند. نوذری ترکان و نعمت&zwnj;زاده را قبل از انتخابات برکنار کرد تا شاید در دولت بعدی ماندگار شود، اما چون در آن سطح از تبعیت یا هم جنس بودنی که رئیس&zwnj;جمهور بارها در سخنان خود می&zwnj;گوید، نبود نوذری گزینه سوخته تلقی شد.<br />
<br />
پشت پرده معرفی میرکاظمی به مجلس برای تصدی وزارت نفت<br />
یکی از نمایندگان مجلس که نخواست نامش فاش شود در خصوص معرفی سیدمسعود میرکاظمی به عنوان هشتمین وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران به &laquo;خبر&raquo; گفت: معرفی آقای میرکاظمی به مجلس برای تصدی وزارت نفت طبیعی بود؛ چه آنکه وی از معدود وزرایی بود که در همایش&zwnj;های انتخاباتی در تابستان امسال به شدت از محمود احمدی&zwnj;نژاد حمایت کرد. وی از وزرای معتمد احمدی&zwnj;نژاد است.<br />
<br />
وی در خصوص پشت پرده معرفی سیدمسعود میرکاظمی به وزارت نفت گفت: اگر توصیه رهبری در خصوص رأی به وزرای کابینه دهم نبود، میرکاظمی به قطع از وزرایی بود که در رأی&zwnj;گیری می&zwnj;افتاد، چرا که وی از ابتدایی&zwnj;ترین اطلاعات در خصوص نفت برخوردار نیست.<br />
<br />
این مقام آگاه گفت: برداشت ما اینست که میرکاظمی در مجموع موفق نخواهد بود، علت آن هم اینست که بدنه وزارت نفت وی را نمی&zwnj;پذیرد، کم سواد است و از اوضاع بی&zwnj;اطلاع است. میرکاظمی در مجلس جای &laquo;لیتر&raquo; و &laquo;تن&raquo; را جابجا می&zwnj;گوید و واحد شمارش نفت را تن می&zwnj;نامد!<br />
<br />
جالب است که وی در یکی از جلسات تخصصی کمیسیون انرژی مجلس در خصوص &laquo;اکتان&raquo; بنزین گفته است که اکتان باید از 95 به 87 برسد، این درحالی&zwnj;است که اکتان بنزین باید بالا&zwnj;تر باشد تا میزان احتراق آن افزایش یابد، این را حتی دانشجویان ترم اول شیمی هم می&zwnj;دانند اما میرکاظمی از آن بی&zwnj;خبر است.<br />
<br />
وی با اشاره به اینکه میرکاظمی نمی&zwnj;تواند وزیر وزینی در بخش نفت باشد به برنامه وی برای تغییر زنجیره&zwnj;ای مدیران ارشد وزارت نفت اشاره کرد و گفت: میرکاظمی اساساً برای ایجاد تغییراتی که در ذهن رئیس&zwnj;جمهور بوده است به این وزارتخانه آمده است و تغییرات وسیعی را در برنامه دارد که در همین راستا لیستی تهیه شده و به وی ارجاع شده است تا 150 نفر از مدیران وزارت نفت را تغییر دهد. هم چنین شنیده شده است که محمد علی&zwnj;آبادی قرار است تا چند روز دیگر به عنوان رئیس شرکت ملی نفت منصوب شود.<br />
<br />
این مقام آگاه در خصوص این تغییرات اتوبوسی و سلیقه&zwnj;ای گفت: &laquo;باید یقین کرد که در برابر این تغییرات مقاومت&zwnj;هایی ایجاد خواهد شد و وزیر نفت باید پاسخگوی این ماجرا باشد.&raquo;<br />
<br />
وی افزود: بهانه این تغییرات هم همان بحث قدیمی و تکراری مافیاست که آقای احمدی&zwnj;نژاد مطرح کرده است، این درحالی &zwnj;است که نباید بدنه مدیریتی و کارشناسی وزارت با این بهانه&zwnj;ها از هم پاشیده شود و اگر هم فسادی در وزارت نفت وجود دارد، رئیس&zwnj;جمهور باید مستندات خود را به قوه قضائیه ارائه کند.<br />
<br />
وی در پاسخ به این سؤال که چه کسانی در جلسه شب رأی اعتماد با میرکاظمی در هتل هما دیدار و لابی داشته گفت: نمایندگان مجلس هم این خبر را از طریق پیامک دریافت کردند اما معلوم نشد که محتوای آن جلسه و حاضرین در آن چه کسانی بودند.</div>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خبرپردازی ناشیانه با هدف رد توطئه بدخواهان!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/news/002473.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2473</id>
   
   <published>2009-09-10T20:58:13Z</published>
   <updated>2009-09-10T16:38:08Z</updated>
   
   <summary>جداي از این خبرپردازی ناشيانه ايرنا، انتساب اين گونه رفتارها به «بيماري حاد» مراجع و علماي دين، موجي از نگراني در بين مردم پدید می‌آورد كه گويا براي مديران رسانه‌اي و مسئولان ديني اماكن مذهبي، زياد جاي اشكال نيست و ايشان رد «توطئه بدخواهان» را با هر شيوه‌اي ارجح مي‌دانند.</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="اخبار ويژه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<div class="subtitle" style="MARGIN-BOTTOM: 20px" align="justify">
<div class="selective">جداي از این خبرپردازی ناشيانه ايرنا، انتساب اين گونه رفتارها به &laquo;بيماري حاد&raquo; مراجع و علماي دين، موجي از نگراني در بين مردم پدید می&zwnj;آورد كه گويا براي مديران رسانه&zwnj;اي و مسئولان ديني اماكن مذهبي، زياد جاي اشكال نيست و ايشان رد &laquo;توطئه بدخواهان&raquo; را با هر شيوه&zwnj;اي ارجح مي&zwnj;دانند.</div>
</div>
<div class="body" style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><strong>به نقل ازتابناك :</strong>پس از انتشار خبري درباره حذف حضرات آيات جوادي آملي، استادي و اميني از مراسم احياي حرم حضرت معصومه(س) ايرنا و واحد مركزي خبر، درصدد پاسخگويي به اين شايعه برآمدند كه خبرگزاري جمهوري اسلامي در خبري خلاف واقع علاوه بر ناتواني در پاسخگويي به اذهان عمومي، پرسش&zwnj;ها&nbsp;و ابهامات جديدي را نيز به ماجرا اضافه كرد.<br />
<br />
به گزارش خبرنگار &laquo;تابناك&raquo;، اين رفتار كه نشانه كم&zwnj;اطلاعي و ناآگاهی مدير تبليغات آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) و ضعف مديريت خبري خبرگزاري جمهوري اسلامي بود؛ <span style="COLOR: rgb(0,0,205)">عدم حضور آيت&zwnj;الله جوادي آملي را بلند مدت و 11 ساله(!!) دانست و علتش را هم بيماري عنوان كرد، در حالي كه آيت&zwnj;الله جوادي آملي، تنها سال&zwnj;هاي 86 و 87 در مراسم احياي حرم حضرت معصومه(س) حاضر نشدند كه به علت&nbsp;همزمانی اين ماه با تابستان و حضور نداشتن&nbsp;ايشان در قم بوده است.</span><br />
<br />
بنا بر اطلاع خبرنگار ما، آيت&zwnj;الله جوادي آملي سال&zwnj;هاست مراسم احياي حرم حضرت معصومه(س) را به طور منظم برگزار مي&zwnj;كند كه آخرين آن رمضان 1385 بوده است.<br />
<br />
در همین زمینه خبرگزاری دولت(ايرنا) نوشت: <span style="COLOR: rgb(128,0,0)">&laquo;مدير تبليغات حرم مطهر حضرت معصومه (س) گفت: ائمه جمعه موقت قم آيات &laquo;جوادي آملي&raquo;، &laquo;اميني&raquo; و &laquo;رضا استادي&raquo; طي 10 سال گذشته هيچگاه(؟؟!) در برنامه&zwnj;هاي شب&zwnj;هاي قدر حرم مطهر شرکت نکرده&zwnj;اند.&raquo; </span><br />
<br />
ايرنا اما به اين خبرسازی بسنده نكرد و در ادامه نوشت: <span style="COLOR: rgb(0,0,205)">&laquo;احمد شمس&raquo; در گفت&zwnj;وگو با ايرنا، اين تبليغات مغرضانه در مورد برنامه شب&zwnj;هاي احياي در حرم مطهر را توطئه بدخواهان دانست و گفت: اين سه بزرگوار از سال 77 تاکنون به دليل بيماري و برخي مشکلات جسماني، هيچ&zwnj;گاه در آيين ويژه شب&zwnj;هاي قدر شرکت نمي&zwnj;کردند. وي افزود: آيت&zwnj;الله استادي و آيت&zwnj;الله جوادي آملي به دليل بيماري حتي امکان حضور در نماز جمعه را نيز ندارند.</span><br />
<br />
<br />
</div>
<div class="body" style="TEXT-ALIGN: center"><img style="MARGIN: 6px; WIDTH: 527px; HEIGHT: 594px" height="408" alt="" width="602" border="0" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/19/36694_531.jpg" /><br />
</div>
<div class="body" style="TEXT-ALIGN: justify"><br />
</div>
<div class="body" style="TEXT-ALIGN: justify"><hr style="WIDTH: 100%; HEIGHT: 2px" />
</div>
<div class="body" style="TEXT-ALIGN: justify"><br />
گذشته از اظهار بیماری توسط شخص آیت&zwnj;الله استادی، سخن شمس در مورد بیماری آيت الله جوادي آملي آنجا رد می&zwnj;شود که مشخص مي&zwnj;شود، آيت&zwnj;الله جوادي آملي در تير و مرداد 88 سه بار در نماز جمعه قم حاضر شدند و بنا بر&nbsp;اطلاع خبرنگار &laquo;تابناک&raquo;، <span style="COLOR: rgb(0,0,0)">حال عمومي ايشان نيز بسيار خوب است و نخستين جمعه پس از ماه مبارك نيز براي اقامه نماز جمعه قم حاضر خواهند شد؛</span> امري كه بايد براي دفع توطئه دشمنان! مورد اطلاع مدير تبليغات حرم حضرت معصومه(س) باشد. <br />
<br />
جداي از این خبرپردازی ناشيانه ايرنا، انتساب اينگونه رفتارها به &laquo;بيماري حاد&raquo; مراجع و علماي دين، موجي از نگراني در بين مردم ايجاد مي&zwnj;كند كه گويا براي مديران رسانه&zwnj;اي و مسئولان ديني اماكن مذهبي زياد جاي اشكال نيست و ايشان رد &laquo;توطئه بدخواهان&raquo; را با هر شيوه&zwnj;اي ارجح مي&zwnj;دانند.<br />
<br />
اين خبر پردازي ناشيانه هرچند بنا به روال مرسوم ايرنا در چند سال گذشته، زياد دور از ذهن نبود، اما ضعف مديريت خبر در روزنامه كیهان نيز در برخورد با اين خبر جالب توجه بود به ويژه كه كيهان پس از مديريت &laquo;بهداد&raquo; تنها رسانه مكتوبي است كه علاقه خاصي در بازتاب اخبار اين خبرگزاري دارد.<br />
<br />
اين روزنامه با وجود انتشار مجموعه بيانات آيت&zwnj;الله جوادي آملي به صورت روزانه در صفحه 14 خود كه داراي تاريخ بيان هر يك در سال&zwnj;هاي اجراي مراسم احياء در حرم حضرت معصومه(س) است، روز چهارشنبه و در صفحه 13 خبر ايرنا را به طور مفصل منتشر كرد، در حالي كه در صفحه 14 بيانات آيت&zwnj;الله جوادي آملي در سال 83 و 85 در مراسم احياي مسجد اعظم حرم مطهر حضرت معصومه(س) را منتشر كرده بود! <br />
</div>]]>
      36698_904.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نخست وزیر اسرائیل در عربستان </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/lastnews/002472.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2472</id>
   
   <published>2009-09-10T20:56:26Z</published>
   <updated>2009-09-10T16:27:42Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="جديدترين اخبار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p><font face="Tahoma">&nbsp; خبرگزاري انتخاب :با گذشت سه روز از سفر مخفيانه نتانياهو ، نخست وزيررژيم صهيونيستي ، در روز دوشنبه گذشته جنجال درمحافل صهيونيستي درباره اين موضوع ادامه دارد وبرخي محافل مطبوعاتي اين رژيم، پنهان کاري نتانياهودرباره علت وهدف اين سفر را يک رسوايي دانستند . </font></p>
<p><font face="Tahoma">با گذشت سه روز از سفر مخفيانه نتانياهو ، نخست وزيررژيم صهيونيستي ، در روز دوشنبه گذشته جنجال درمحافل صهيونيستي درباره اين موضوع ادامه دارد وبرخي محافل مطبوعاتي اين رژيم، پنهان کاري نتانياهودرباره علت وهدف اين سفر را يک رسوايي دانستند . </font></p>
<p><font face="Tahoma">به گزارش خبرگزاری انتخاب، روزنامه صهيونيستي ها آرتض نوشت :اگرچه علت ناپديد شدن نتانياهو سفر او به مسکو براي گفتگو با مسئولان روسيه وتلاش براي متقاعد کردن مسکو به خودداري ازامضاي قراردادهاي تسليحاتي با ايران اعلام شد اما پرسش ها درباره اين موضوع ادامه دارد . </font></p>
<p><font face="Tahoma">روزنامه&quot; اسرائيل امروز &quot;نيز به نقل از برخي منابع به احتمال سفر پنهاني نتانياهو به عربستان يا ابوظبي براي گفتگوي محرمانه با مسئولان عربستاني اشاره کرد . </font></p>
<p><font face="Tahoma">دفترنتانياهو هيچ توضيحي دراين باره نداده است . </font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>چاوز: احمدی نژاد رفیقم است، اما اسرائیل را به رسمیت می شناسم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/lastnews/002471.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2009://1.2471</id>
   
   <published>2009-09-10T18:08:43Z</published>
   <updated>2009-09-10T16:25:05Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="جديدترين اخبار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<font face="Tahoma">
<p align="justify"><br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <font color="#ff0000">خبرگزاری انتخاب:&nbsp; <br />
</font><img alt="image" align="right" src="http://www.entekhabnews.org/portal/thumbnail.php?file=chavez_ahamdi_951233085_603010366.jpg&amp;size=article_large" />&nbsp;هوگو چاوز، رییس جمهور ونزوئلا، در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه فیگارو از ایالات متحده خواسته است طرح مارشال جدیدی را برای امریکای لاتین آغاز کند.</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به گزارش رخداد(Rokhdad.org)، چاوز دوشنبه شب از ستارگان هالیوود پیشی گرفت و در جشنواره ونیز شرکت کرد. او به سؤالات فیگارو در مورد مواضعش نسبت به ایران و اسراییل پاسخ گفته است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">آقای رییس جمهور شما اخیراً چندین سفر دیپلماتیک انجام دادید: طرابلس، الجزیره، دمشق، تهران که به مسکو و مادرید ختم می شود. شما که دوست و متحد رییس جمهور احمدی نژاد هستید، آیا مدارکی در دست دارید که نشان دهد ایران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی نیست؟ </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">من به واقع دوست و متحد رییس جمهور احمدی نژاد هستم و از او تشکر می کنم که فن آوری را از ایران به ونزوئلا منتقل کرده. ما هفته گذشته قرارداد جدیدی امضاء کردیم. این حق ایران است که امکان استفاده از انرژی اتمی را داشته باشد، همان طور که فرانسه، ونزوئلا و دیگر کشورها این حق را دارند؛ چرا که نه... من به عنوان رییس جمهور ونزوئلا صحبت می کنم؛ از دید من استفاده از بمب یک فاجعه است. به همین دلیل است که این موضوع باید در جایی قطع شود و همه به سوی خلع سلاح کلی پیش برویم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><strong>در مورد ایران پاسخ ندادید...</strong></font><font face="Tahoma"></font>
<p align="justify"><font face="Tahoma">من مطمئنم که ایران درحال تولید بمب نیست. هیچ کس تاکنون در این زمینه مدرکی رو نکرده است.</font>&nbsp;</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اگر اینطور است، پس چرا ایران به خواسته های مشخص کشورهای غربی پاسخ درستی نمی دهد؟</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">من که نمی توانم به جای ایران پاسخ بدهم، ولی رییس جمهور احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای تمامی نظارت ها و بازدیدهای آژانس اتمی را قبول کرده اند. ولی آنها هیچ گاه قبول نمی کنند که زیر سلطه دیگران باشند. اگر اروپا و ایالات متحده نگران اند، که به نظرم به اشتباه نگران اند، باید هم رأی باشند و در چارچوب سازمان ملل در جهت نابودی کامل تسلیحات هسته ای در تمامی کشورها تلاش کنند.</font>&nbsp;</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">چند روز پیش شما اسراییل را یک کشور &quot;نسل کش&quot; معرفی کردید؛ همان طور که می دانید این اظهارات غیرقابل قبول اند، زیرا معنی آن این است که دولت اسراییل طرح نسل کشی فلسطینیان را در سر دارد، یعنی چیزی شبیه به مواضع هیتلر نسبت به یهودیان...</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">منظور من این نبود که اسراییل می خواهد فلسطینیان را قتل عام کند. البته آنها این کار را کاملاً بی پرده انجام می دهند. آیا آخرین حمله اسراییل به غزه را خاطرتان هست؟ مگر می توان نام دیگری جز قتل عام بر آن گذاشت...</font>&nbsp;</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شما به خوبی می دانید که عکس العمل اسراییل پاسخی به راکت اندازی گروه حماس علیه مردم غیرنظامی اسراییل بود...</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">فکر می کنم که باور این موضوع کمی سخت است. این یک حمله وحشیانه علیه یک ملت بی گناه بود. اسراییلی ها به دنبال بهانه ای بودند تا فلسطینیان را قتل عام کنند. من جیمی کارتر را می شناسم، او انسان بزرگی است. اخیراً که به کرانه باختری رود اردن رفته بود گفت: &quot;دلم می خواهد گریه کنم.&quot;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ولی جیمی کارتر هیچ گاه از قتل عامی که توسط اسراییلی ها انجام شده باشد حرفی نزده.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">جیمی کارتر جیمی کارتر است و هوگو چاوز هوگو چاوز. من معتقدم این تهاجمات باید محکوم و مجازات هایی علیه اسراییل تعیین شوند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><strong>یک سؤال ساده آقای رییس جمهور. آیا شما حق اسراییل برای زندگی در مرزهای امن و مشخص را به رسمیت می شناسید؟</strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">من حق اسراییل برای زندگی را به مانند هر کشور دیگری به رسمیت می شناسم. کشورها همه حق زندگی دارند، حتی کشور آینده فلسطین. ولی اسراییل باید به حق فلسطینیان برای تعیین سرنوشت شان احترام بگذارد.&nbsp;</font>&nbsp;</p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">با به قدرت رسیدن باراک اوباما در کاخ سفید یک نقطه عطف در سیاست خارجی امریکا رقم خورد که می توان آن را با واژه &quot;گشایش&quot; تعریف کرد. به نظر می رسد که شما اصلاً به این گشایش پاسخی نداده اید؟</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">من نیز از گشایش اوباما استقبال کردم. به او گفتم، همان طور که به جرج بوش گفته بودم، &quot;می خواهم دوست شما باشم&quot;. ما با هم صحبت کردیم و من کتاب زیبایی در مورد امریکای لاتین به او هدیه دادم. با آمدن اوباما امیدهای بسیاری به وجود آمد، ولی متأسفانه تغییر و تحولات بسیار کم بود. اگر ما به شرایط قاره امریکا نگاه کنیم، نتیجه کاملاً برعکس است. به عنوان مثال مواضع آقای اوباما و خانم کلینتون در مورد کودتای هندوراس اصلاً شفاف نبود. رییس جمهور برکنار شده هندوراس از مقر خود خارج شد و به یک پایگاه امریکایی منتقل گردید. تأسیسات نظامی امریکا در هفت پایگاه در کلمبیا یک نکته بسیار منفی است. من فکر می کنم رییس جمهور اوباما باید به آنچه که رؤسای جمهور برزیل و آرژانتین به وی پیشنهاد کرده اند فکر کند: اجرای یک طرح مارشال جدید به نفع امریکای لاتین.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><strong>آیا فکر می کنید این پیشنهاد شانسی برای اجرا دارد؟</strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شک دارم. امروز هیچ پاسخ مثبتی در این زمینه دریافت نشده، درحالی که بحران اقتصادی به شدت قاره ما را تهدید می کند: یک سال پیش در حدود ۴۲ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کردند و امروز این رقم به ۵۳ میلیون نفر رسیده. ولی من امیدوارم که اوباما ایده هایش را مشخص کند و صدای واقعیت را بشنود. من هرگز امید را از دست نمی دهم، ولی نمی توانم انتقاد نکنم. با این حال، دستم را به سوی باراک اوباما و مردم امریکا دراز کرده ام.</font></p>
</p>
<div align="justify">
<div class="selective"><font face="Tahoma">من که نمی توانم به جای ایران پاسخ بدهم، ولی رییس جمهور احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای تمامی نظارت ها و بازدیدهای آژانس اتمی را قبول کرده اند. ولی آنها هیچ گاه قبول نمی کنند که زیر سلطه دیگران باشند. اگر اروپا و ایالات متحده نگران اند، که به نظرم به اشتباه نگران اند، باید هم رأی باشند و در چارچوب سازمان ملل در جهت نابودی کامل تسلیحات هسته ای در تمامی کشورها تلاش کنند.</font>&nbsp;</div>
</div>
</font>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>طرح هفنه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/picture/002470.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2008://1.2470</id>
   
   <published>2008-09-26T11:48:43Z</published>
   <updated>2008-09-26T08:24:34Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="تصویر هفته" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="تصویر هفته" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><img height="357" alt="" width="250" align="middle" src="/UserFiles/Image/entefazeh(1).jpg" /></p>]]>
      entefazeh.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تصوير هفته</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/picture/002469.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2008://1.2469</id>
   
   <published>2008-09-26T11:35:09Z</published>
   <updated>2008-09-26T08:11:29Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="تصویر هفته" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<img style="WIDTH: 98px; HEIGHT: 149px" height="92" width="75" align="middle" alt="" src="/UserFiles/Image/B0137852(3).jpg" />]]>
      B0137852.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>هاشمي رفسنجاني:گزارش اخير البرادعي حرکتي ظالمانه وفتنه اي جديد است</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/news/002468.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2008://1.2468</id>
   
   <published>2008-09-26T11:23:22Z</published>
   <updated>2008-09-26T08:03:55Z</updated>
   
   <summary>امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران، گزارش اخير البرادعي، را فتنه اي جديد توصيف کرد و گفت: البرادعي ‌در اين گزارش بحث موشکي را با بحث هسته اي مخلوط کرد که اين امر حرکتي ظالمانه است زيرا اين دو موضوع ربطي به هم ندارند. </summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="اخبار ويژه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p><font face="Tahoma"><br />
امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران، گزارش اخير البرادعي، را فتنه اي جديد توصيف کرد و گفت: البرادعي &zwnj;در اين گزارش بحث موشکي را با بحث هسته اي مخلوط کرد که اين امر حرکتي ظالمانه است زيرا اين دو موضوع ربطي به هم ندارند.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font></p>
<p><font face="Tahoma">آيت الله &quot;اکبر هاشمي رفسنجاني&quot; با بيان اينکه &zwnj; بحث موشکي ما از زمان جنگ شروع شده، افزود: ما اين کار را دراواخر جنگ به نتيجه رسانديم و موشک ها را پرتاب کرديم. <br />
هاشمي رفسنجاني با تاکيد بر اينکه از اين موشک ها گاهي به عنوان دفاع ، استفاده مي کرديم، گفت:&zwnj; در جنگ نيز ثابت کرديم به خاطراينکه مردم عراق آسيب نبينند، کمترين استفاده را از اين موشک ها کرديم. <br />
وي اظهارداشت:&zwnj; در بحث موشکي، در آينده هم همينطور خواهد بود. چون صنعت مقبول نظامي و دفاعي است و بايد داشته باشيم. <br />
امام جمعه موقت تهران مخلوط کردن بحث موشکي و هسته اي کشور را به عنوان &quot;فتنه جديد &quot;&zwnj; عنوان کرد و گفت: &zwnj;اگرچه امروز به خاطر گرجستان، فضاي جهان، کمي آرام است اما آتش زيرخاکستر است. <br />
وي تاکيد کرد: &zwnj;همه بايد هوشيار بوده و ديپلماسي فعال و عاقلانه و مدبرانه اي را پيگيري کنيم و جواب سوالات بي ربط آنها را بدهيم. <br />
وي خطاب به آمريکا، گفت: &zwnj;حرکت استکباري و سلطه طلبي در جهاني که خدا در آن فرمانروا است، آينده دار نيست. <br />
وي ادامه داد:&zwnj; خودتان را در خاورميانه و منطقه آلوده نکنيد، اين ملت با اين چيزها از پاي در نمي آيد. اين ملت بارها ايستادگي خود را در سخت ترين شرايط ثابت کرده است. <br />
هاشمي رفسنجاني گفت: &zwnj;رفتار ملت ايران از انقلاب تا به امروز نشان از اطمينان آنها به خدا است.</font></p>]]>
      irna633580314197656250.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>متن آخرین نامه مظاهری به احمدی‏نژاد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/news/002467.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2008://1.2467</id>
   
   <published>2008-09-26T11:13:32Z</published>
   <updated>2008-09-26T07:49:39Z</updated>
   
   <summary>اینجانب با اعتقاد به اینکه پیشنهادهای مطروحه در گزارش‌های تقدیمی به جنابعالی، که با همفکری و مشورت صاحب‌نظران و مدیران لایقی تهیه، و روش‌های علمی و تجربی و شناخت واقع‌بینانه از وضعیت موجود و نگاه آینده‌نگر به تصمیمات در آنها ملاحظه شده، و می‌تواند راهگشای مشکلات باشد، ولی مقبول واقع نشده و نمی‌شود؛ و با علم و اطلاع از اینکه ارسال آن گزارش به حضور مقام معظم رهبری به معنیِ پایان دوران همکاری اینجانب در بانک مرکزی خواهد بود، این تنها راهِ‌ باقی مانده را انتخاب کردم.</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="اخبار ويژه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><img style="WIDTH: 155px; HEIGHT: 128px" height="70" width="108" align="right" alt="" src="/UserFiles/Image/maza2_tmb.jpg" />متن آخرین نامه مظاهری به احمدی&rlm;نژاد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br />
</font>به گزارش خبرنگار مهر، متن کامل آخرین نامه طهماسب مظاهری رئیس کل سابق بانک مرکزی به رئیس جمهوری بدین شرح است:</font></p>
<p><font face="Tahoma">&quot;جناب آقای دکتر احمدی&zwnj;نژاد<br />
رئیس جمهور محترم <br />
باسلام،</font></p>
<p><font face="Tahoma">همانطور که مستحضرید در هفته&zwnj;های اخیر گزارش&zwnj;های مختلفی پیرامون وضعیت نظام بانکی حضورتان ارسال کردم. از این گزارش&zwnj;ها بالاخص سه گزارش آخر در رابطه با: 1) طرح عملیات نجات سیستم بانکی، 2) گزارش مربوط به نرخ ارز، 3) دو گزارش درخصوص ارز مصرفی دولتی در سال 1387 قابل ذکر است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">1- گزارش اول با تبیین و توضیح وضعیت جاری سیستم بانکی، لزوم و ضرورت اتخاذ راه حلی جامع و هماهنگ حاوی سه سرفصل؛ 1) تأمین منابع مالی سالم برای سیستم بانکی، 2) تنظیم رابطة دولت با بانکها، و3) انجام اصلاحات در مدیریت داخل بانکها را ارائه داده بود و اجزاء هر سرفصل را نیز به اختصار توضیح داده بود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">- گزارش دوم و سوم نیز ضمن ارائة توضیحاتی درخصوص نرخ ارز و میزان ارز مصرفیِ دولت در سال 1387، توصیه&zwnj;هایی در موضوعات مربوطه ارائه داده بود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">2- همزمان با تهیه و ارائة گزارش&zwnj;های فوق، با تشکیل کارگروهی مشترک بین بانک مرکزی و وزارت اقتصاد، مقدمات اجرائی هر سه موضوع، بالاخص گزارش اول، فراهم آمد و با جلسات مستمر و پیگیر با مدیران عامل بانک&zwnj;ها و جلسات جداگانه با هیأت مدیرة هر بانک، تدابیر و روشهای تأمین منابع سالم برای هر بانک به اتکاء توانمندی&zwnj;های داخلی، مطالبات، دارائی&zwnj;ها و استعدادهای هر یک از آنها بررسی، تعیین و احصا شد. گزارش وضعیت هر بانک در قالب اسلایدهای نمایشی کامپیوتری (پاورپوینت) نیز تهیه گردید.</font></p>
<p><font face="Tahoma">3- محور اصلیِ این تدابیر، به&zwnj;کارگیری دارائیهای ثابت بانکها و تبدیل آن به نقد، استفاده از ابزارهای مالی برای تبدیل بخشی از مطالبات بانک&zwnj;ها به پول نقد و یکسان کردن شرایط رقابتی بین بانک&zwnj;ها و موسسات مالی و اعتباری برای جذب و تجهیز منابع بود. </font></p>
<p><font face="Tahoma">4- محور دیگری که مدنظر قرار گرفت، محسوب کردن موجودی نقدی (ایران&zwnj;&zwnj;چک، اسکناس و سکه) موجود در شعب و خودپردازهای بانکها به عنوان بخشی از ذخیره قانونی بانک&zwnj;ها بود که با هدفِ انگیزه&zwnj;مند کردن بانکها به ارائة خدمات بهتر به مردم و رفع نارسائی&zwnj;های خودپردازها، و همچنین کاستن از سختی و زحمت بانک&zwnj;ها در فرآیندِ اصلاحِ ساز و کارِ چک پول&zwnj;ها بود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">5- تاکید بر اقدامات جدی برای وصول مطالبات معوق، بالاخص مطالبات از مشتریانی که تسهیلات دریافتی را در محلی غیر از موضوع تسهیلات دریافتی از بانک مصرف کرده&zwnj;اند، بعمل آمد و ضمن هماهنگی با قوة قضائیه و دادگستری تهران در تشکیل دادگاه تخصصی برای بانک&zwnj;ها، ابزارهای اقتصادی لازم برای ایجاد انگیزه جهت تسریع در وصول مطالبات نیز طراحی و پیشنهاد شد.</font></p>
<p><font face="Tahoma">6- این تدابیر مشکلات بانکها را در وصول مطالبات خود از دولت، از طریق تودیع اسناد و مدارک مربوطه، ازجمله اوراقِ مشارکتِ سررسید شدة دولت، به صورت فوری و کوتاه&zwnj;مدت حل می&zwnj;کند و همچنین از طریق اجبار و الزام بانک&zwnj;ها به صرفنظر کردن و دست شستن از دارائی&zwnj;های غیر منقولِ مازادِ خود، علاوه بر تأمین نقدینگی برای بانک&zwnj;ها، موجب بهبود و سالم کردن ترکیب دارائی&zwnj; بانکها نیز می&zwnj;شود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">7- ضمانت اجرای این تدابیر، یکی این است که با هیأت مدیرة&zwnj; هر بانک توافق شده است که پس از تصویب لایحة&zwnj; تقدیمی دولت مبنی بر &quot;بازپرداختِ بدهی&zwnj;های دولت به بانک&zwnj;ها و افزایش سرمایة بانکها&quot;، نسبت به تسویه حساب و نقدکردن اوراقِ مشارکت و اسناد تودیع شده اقدام شود. در مورد اموالِ غیرمنقول نیز با فروش دارائی&zwnj;ها، وجوه حاصله صرفِ تأمین خط اعتباری مربوطه شود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">8- حلقة تکمیلیِ تدابیرِ تأمینِ مالی این بود که منابع و نقدینگیِ حاصل از این اقدامات، در درجة&zwnj; اول صَرفِ تأمینِ سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و حفظِ اشتغالِ موجود؛ و در درجة دوم صَرفِ پرداخت تسهیلات برای تکمیل طرحهای نیمه تمام شود. این کنترل در تزریق منابع با مراقبت مشترک بانک&zwnj;ها، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد انجام شود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">9- گزارش مربوط به این اقدامات تدوین و حضورتان ارائه شد و اطلاعیه مشترک بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نیز به این منظور تهیه و از طریقِ رسانه&zwnj;ها در اختیار عموم قرار گرفت.</font></p>
<p><font face="Tahoma">10- متأسفانه، اولاً مجموعه تدابیر فوق مورد قبول واقع نشد و وصول مطالبات معوق از طریق تملیک اموال و وثایق و حتی واحدهای تولیدیِ بدهکاران، به عنوان راه حل انحصاریِ حلِ مسئله مورد تاکید قرار گرفت و با عباراتی تند، واحدهای تولیدی بدهکار، &quot;قابل تعطیل کردن&quot; خطاب شدند. توضیحاتی هم که در خصوص مشکلاتِ موجود در این زمینه ارائه شد، مسموع واقع نشد. </font></p>
<p><font face="Tahoma">ثانیاً: سرفصل دوم گزارش درخصوص تنظیم رابطة دولت با بانکها نیز مورد عنایت واقع نشد.<br />
ثالثاً: نسبت به گزارش&zwnj;های مربوط به ارز مصرفی دولت نیز تصمیم لازم اتخاذ نگردید.</font></p>
<p><font face="Tahoma">11- با توجه به اینکه شرایطِ فعلی، ایجاب می&zwnj;کند تدابیر مناسب و قاطعی پیرامون نکات مطروحه در این گزارش&zwnj;ها اتخاذ شود و ادامة کار در قالب سازماندهی فعلی، نیازِ حیاتیِ &zwnj;اقتصاد امروز را تأمین نکرده و نمی&zwnj;کند، ضرورتاً &zwnj;بنا به فوریت و اهمیت امر و به عنوان آخرین کوشش و اقدام خود، گزارش ضمیمه را برای مقام معظم رهبری تدوین و خدمت ایشان تقدیم نمودم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">12- اینجانب با اعتقاد به اینکه پیشنهادهای مطروحه در گزارش&zwnj;های تقدیمی به جنابعالی، که با همفکری و مشورت صاحب&zwnj;نظران و مدیران لایقی تهیه، و روش&zwnj;های علمی و تجربی و شناخت واقع&zwnj;بینانه از وضعیت موجود و نگاه آینده&zwnj;نگر به تصمیمات در آنها ملاحظه شده، و می&zwnj;تواند راهگشای مشکلات باشد، ولی مقبول واقع نشده و نمی&zwnj;شود؛ و با علم و اطلاع از اینکه ارسال آن گزارش به حضور مقام معظم رهبری به معنیِ پایان دوران همکاری اینجانب در بانک مرکزی خواهد بود، این تنها راهِ&zwnj; باقی مانده را انتخاب کردم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">- از خداوند متعال برای همة خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران و خادمین ملتِ بزرگِ ایران، موفقیت و سربلندی مسئلت می&zwnj;کنم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">با احترام<br />
طهماسب مظاهری <br />
</font></p>]]>
      mazaz.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>همه چيز درباره گوشي تلفن همراه طاها</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.daavar.com/news/002466.php" />
   <id>tag:www.daavar.com,2008://1.2466</id>
   
   <published>2008-09-25T12:32:46Z</published>
   <updated>2008-09-25T09:07:46Z</updated>
   
   <summary>در بخش قرآني موبايل اسلامي طاها امکان استفاده از 9 دوره کامل ترتيل قرآن کريم همراه با متن عربي، 12 ترجمه قرآن به زبان هاي خارجي، 5 ترجمه فارسي و 2 ترجمه گويا، تفسير کل قرآن به 3 زبان و نيز امکان جستجوي کلمه برحسب آيه و موضوع وجود دارد</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="اخبار ويژه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.daavar.com/">
      <![CDATA[<p><font face="Tahoma"><strong>همه چيز درباره گوشي تلفن همراه طاها <br />
استقبال از نخستين گوشي ملي اسلامي در نمايشگاه قرآن بي&zwnj;نظير بود</strong> </font></p>
<font face="Tahoma">
<div class="selective" style="WIDTH: 535px; HEIGHT: 87px; __styleDocument: [object]">در بخش قرآني موبايل اسلامي طاها امکان استفاده از 9 دوره کامل ترتيل قرآن کريم همراه با متن عربي، 12 ترجمه قرآن به زبان هاي خارجي، 5 ترجمه فارسي و 2 ترجمه گويا، تفسير کل قرآن به 3 زبان و نيز امکان جستجوي کلمه برحسب آيه و موضوع وجود دارد...همچنين پخش اذان با صوت و متن عربي به همراه ترجمه فارسي و انگليسي آن، امكان تبديل سال تولد افراد از شمسي به قمري و امکان قبله يابي در چهار هزار و 500 شهر از قابليت هاي مورد توجه اين موبايل به حساب مي&zwnj;آيد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;</div>
<p><img style="__styleDocument: [object]; styleDocument: [object]" height="242" width="284" align="right" border="1" alt="" src="http://www.bornanews.com/Images/News/larg_pic/3-7-1387/IMAGE633578567524218750.jpg" />&nbsp;در بخش قرآني موبايل اسلامي طاها امکان استفاده از 9 دوره کامل ترتيل قرآن کريم همراه با متن عربي، 12 ترجمه قرآن به زبان هاي خارجي، 5 ترجمه فارسي و 2 ترجمه گويا، تفسير کل قرآن به 3 زبان و نيز امکان جستجوي کلمه برحسب آيه و موضوع وجود دارد...همچنين پخش اذان با صوت و متن عربي به همراه ترجمه فارسي و انگليسي آن، امكان تبديل سال تولد افراد از شمسي به قمري و امکان قبله يابي در چهار هزار و 500 شهر از قابليت هاي مورد توجه اين موبايل به حساب مي&zwnj;آيد.به گزارش باشگاه جواني برنا، امسال براي اولين بار در نمايشگاه بين المللي قرآن کريم شرکت سازنده موبايل اسلامي &quot;طاها&quot; اين محصول را به فروش مي رساند.بنا بر اين گزارش، اين موبايل که حدود يک سال و نيم براي ساخت آن وقت صرف شده است قابليت ارائه قرآن كريم، نهج&zwnj;البلاغه، مفاتيح&zwnj;الجنان، صحيفه سجاديه، دعاهاي حج، رساله جامع علما، دعاهاي زيارتهاي گوناگون نشان دادن جهت قبله و ساعات شرعي را در نقاط مختلف جهان در خود دارد. <br />
در بخش قرآني اين موبايل امکان استفاده از&nbsp; 9 دوره کامل ترتيل قرآن کريم همراه با متن عربي، 12 ترجمه قرآن به زبان هاي خارجي، 5 ترجمه فارسي&nbsp; و 2 ترجمه گويا، تفسير کل قرآن به 3 زبان، امکان جستجوي کلمه برحسب آيه و موضوع وجود دارد.بنا بر گزارش برنا، امکان جستجو در سوره ها، ترجمه ها و تفاسير برحسب سوره ها، آيات، جزء، حزب، امکان برنامه ريزي روزانه جهت حفظ قرآن بر اساس صفحه عثمان طه از ديگر ويژگي هاي اين گوشي تلفن همراه است.<br />
&nbsp;در بخش ادعيه و کتاب اين موبايل نيز دعاها و زيارات و مناجات&zwnj;هاي مفاتيح الجنان، صحيفه سجاديه و ادعيه حج با حروف عربي و صوت همراه با ترجمه فارسي و انگليسي همزمان در يک صفحه، مشاهده کتاب نهج البلاغه، رساله هاي 7 مرجع تقليد و 1800 حديث از معصومين قرار داده شده است. <br />
بنا بر گزارش برنا، قابليت تبديل يک روز مشخص در يک نوع تقويم به نوع ديگر، امکان نمايش و پخش دعاهاي مختص يک روز همراه با ترجمه فارسي - عربي - انگليسي، امکان نمايش تقويم تاريخ اسلامي روز انتخابي در صفحه موبايل از بعثت پيامبر(ص) تا غيبت کبري حضرت ولي عصر (عج) با توضيحات کامل هر رخداد از ديگر ويژگي هاي قابل توجه اين موبايل است. <br />
همچنين پخش اذان با صوت و متن عربي به همراه ترجمه فارسي و انگليسي آن، امكان تبديل سال تولد افراد از شمسي به قمري و امکان قبله يابي در چهار هزار و 500 شهر از قابليت هاي مورد توجه اين موبايل به حساب مي&zwnj;آيد.<br />
بنا بر گفته يکي از مسئولان شرکت سازنده اين موبايل، فروش موبايل طاها تا کنون با استقبال بي نظيري مواجه شده است و در حال حاضر با توجه به تخفيف 45 درصدي با قيمتي در حدود 280 هزار تومان در نمايشگاه به فروش مي رسد.ياد آور مي شود دستگاه Mp4 و Mp3 با قابليت هاي مشابه موبايل، دستگاه دعاهاي سفر با امکان نصب به فندک ماشين، دستگاه مخصوص حج با قابليت ارائه تمام دعاهاي حج از ديگر توليدات اين شرکت به شمار مي رود.</p>
</font>]]>
      IMAGE633578567524218750.jpg
   </content>
</entry>

</feed>
