به نام خداوند بخشنده مهربان روزی ما را لیاقت نماز جماعت نصیب شد و غرق در راز و نیاز ... در رکعت دوم سوم بود که صدای دلفریبی اندامهایمان را بیخود و بی جهت به حرکت در میآورد ... در همین اثنا تکان خوردنهای دست و پای ماموم روبرو باعث جلب توجه من و اطرافیان به وی گشت و حالا با اون موبایل زوار در رفته اش چه انگلوک بازی میکرد که نمیتونست صداش را خفه کند بعدش هم درآورده بیرون گرفته تو دستش داره تو نماز پیامک (اس ام اس) میخونه شاید هم داشت نگاه میکرد که کی بوده که وقت نشناس بوده و موقع نماز مزاحم او و مردم شده ... خلاصه هم نماز خودش را خراب کرد و هم نماز دیگران را ... داشتم فکر میکردم که راه حل چیه و چیکار میشه کرد ... یک راه به ذهنم خطور کرد که مثل تابلوهائی که در مساجد نوشتند (فضای ملکوتی فرشتگان را با کشیدن سیگار آلوده نکنیم) یه جمله ای در خور موبایل هم بنویسیم مثلا (ارتباط معنوی خود با خداوند بخشنده و مهربان را با صدای زنگ موبایل قطع نکنیم) و ... یا مثل اینکه در موقع سفر ریاست جمهوری محترم گوشیهای مردم را به امانت جمع میکردند باید در کنار هر مسجدی هم یک اطاق امانات تعبیه کنند تا مشکل حل شود که یادم اومد خودم که میخواستم برم ملاقات گوشی را با خودم بردم بعدش هم تمامی دوروبری های من همشون با جسارت غیرقابل وصفی داشتن عکسبرداری و فیلمبرداری میکردند و دیگر هیچ ... پس راه حل چیست ؟ درد سرتون ندم باید خودمون را بازی و فریب ندهیم و فرهنگ صحیح درست استفاده کردن از وسایل و امکانات پیشرفته را به نحو احسنت و شایسته و در جای خود بکاربندیم ولی کو گوش شنوا و اینجا بود که یادی از ناصرخسرو قبادیانی خدابیامرز کردیم که ... روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست - و اندر طلب طعمه پر و بال بیاراست // بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت - امروز همه روی زمین زیر پر ماست // بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تیز - میبینیم اگر ذرهای اندر ته دریاست // گر بر سر خـاشاک یکی پشه بجنبد - جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست // بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید- بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست // ناگـه ز کمینگاه یکی سـخت کمانی - تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست // بر بال عـقاب آمـد آن تیر جـگردوز - وز ابر مر او را بسوی خاک فروکاست // بر خـاک بیفتاد و بغلـطید چو ماهی - وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست // گفتا عجبست اینکه زچوبست و زآهن - این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست // چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید - گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست .











