طنز شماره 2 "آبي بي "
نويسنده: "شر خر"
مانده و خيس عرق در حالي كه از تشنگي له له مي زدم هنوز زمين ننشسته گفتم :آبي بي مردم از بس مصاحبه كردم . اين دهمين مصاحبه است .. هنوز حرفم تمام نشده بود كه آبي بي سر و سينه كنده از مطبخ آمدند بيرون و فرياد كشيدند :
اي قاچاقچي از خدا بي خبر .. اين همه سيگار قاچاق وارد مملكت كردي و هفت لا پهنا به بچه هاي مردم فروختي سير نشدي ؟
مانده بودم آبي بي چه مي گويند .. اين حرف ها يعني چه ؟! چه سيگاري آن هم قاچاق من وارد مملكت كرده ام كه اين طور سگ پاچه اشان را گرفته و سر ظهري افتاده اندبه جان من بدبخت فلك زده آس و پاس بيكار كه چند ماه آزگار است از بس اين در و آن در زدم و با اين شركت و آن اداره مصاحبه كاريابي انجام دادم جانم به لبم آمده و مانده ام با اين همه بدبختي چه كنم ؟! اين ها همه يك طرف اين تهمت جديد آبي بي كه مي گويند قاچاق سيگار كرده ام هم يك طرف .
گفتم آبي بي چه كشكي چه پشمي .. من و قاچاق سيگار . لااقل يك چيزي بگوييد كه به من بيچاره بخورد .
گفتند : نمي خواد لاپوشوني كني .. پته ات را همين امروز دكتر ريخت رو آب گفتم آبي بي كدوم پته ؟ اين ها چيه كه امروز سر هم كرده و افتاده ايد به جان من خسته و درمانده؟
گفتند همين كه گفتم .. بالاخره آن قدر از رو نرفتيد تا دكتر مجبور شد نشوني شما مفسد هاي اقتصادي را بده .
گفتم كدوم نشوني ؟ كدوم مفسد؟ من كه آه در بساط ندارم با ناله سودا كنم آن وقت شما يك سره اتهام پشت اتهام به ناف حقير مي بنديد؟
گفتند: خوبه خوبه . بس كن ديگه . خودم با دو تا گوشم شنيدم دكتر گفتند يك خدا بيخبر دو تا شركت درست كرده كه يكي قاچاقي يكي قانوني سيگار وارد مي كنه . دكتر گفتند اين جلاد دشمن كهنه اين دو تا شركت را داده دست هم تا شور و واشور سيگار وارد كنند . هر وقت عوارض سيگار رفت بالا قاچاق بيارن و هر وقت كم شد قانوني سيگار وارد كنن .. خودم شنيدم دكتر بعد از اين كه پرده از اين جنايت برداشتند گفتند اتفاقا اين مفسدي كه سيگار قاچاق مي كنه دست به مصاحبه خوبي داره و زياد مصاحبه مي كنه ؟! حالا فهميدي ؟ حالا بخور !
گفتم آبي بي من كه مصاحبه نكردم . مصاحبه من براي كاريابي با اين شركت و اون شركت بوده نه مصاحبه با روزنومه ؟
گفتند نمي خواد لاپوشوني كني .. مصاحبه مصاحبه است .. چه فرق مي كنه ؟!!
گفتم با اين حساب لابد دكتر به همين دليل مصاحبه با شبكه 1 را لغو كردند تا خداي نا كرده اين وصله ها بهشون نچسبه !
گفتند زبونتو گاز بگير ذليل مرده قاچاقچي ! حالا ديگه پشت سر هم مصاحبه مي كني توقع هم داري لو نري ؟گوجه فرنگي و خونه ارزون هم بخري .. كور خوندي .. تا اين آش و كاسه است از گوجه ارزون و خونه خبري نيست .. تازه چند قلم تازه هم تو راهه تا به اين سياهه اضافه بشه .. چشمت چار تا ! مصاحبه چي قاچاق فروش ! سخن چين بدبخت سيگار كش ! ..حالا بازم مصاحبه كن ! ..
همين طور كه آبي بي داده بودند دمش وتخته گاز هر چه از دهنش در مي آمد بار من مي كردند در حالي كه دلم مثل سير و سركه مي جوشيد يواشكي از خونه زدم بيرون تا به قرار مصاحبه !!بعدي برسم.











