.jpg)
بزرگراه شيخ فضلالله نوري بزرگراهي است در غرب تهران که از محل تقاطع با بزرگراه محمدعلي جناح شروع شده و به ميدان صنعت (ميدان شهرک قدس) ختم ميشود.
به گفته يك شاهد عيني: "مستنطقان محكمه شيخ(فضل ا.. نوري) همگي مسلح بودند .شيخ ابراهيم (زنجاني) هم با آن عمامه يك لباده پوشيده بود و رويش يك موزر بسته بود." كساني كه به اصطلاح شيخ را استطاق مي كردند جزو گروه ترور مشروطه بودند و بعضا چند ماه پيش از آن تاريخ (در دوران موسوم به استبداد صغير )دست به ترور شيخ گشوده بودند .
در اين راستا ، نام مستعان الملك (رئيس كميته جهانگير) و ميرزا محمد نجات كه ترور نافرجام شيخ را در استيداد صغير سامان داده و در قرايند اعدام وي نقش داشتند،قابل ذكر است .ديگر اعضاي به اصطلاح محكمه انقلابي (همچون ميرزا علي محمد خان ، دستپرورده و منسوب تقي زاده ) و مستنطقان آن ( همچون عميد السلطان رشتي برادر سردار محيي و ميرزا كريم خان رشتي ، منتصر الدوله پيشكار سپهسالار ، ميرزا علي خان ديو سالار و ابوالفتح زاده ) نيز دست به تيغ بودند و تاريخ قتل ها و ترور هاي گوناگوني را در پرونده آنان ثبت كرده است .به عنوان نمونه ، در پرونده ابوالفتح زاده ، علاوه بر گرايش يه مسلك استعماري بهائيت و اخاذي از ظل السلطان و مردم ، همكاري بلكه رهبري تروريستهاي كميته مجازات نيز ثبت شده است .(1)
به حكم اين به اصطلاح محكمه انقلابي ! در تاريخ 13 رجب 1327 هجري قمري كه مصادف بود بانهم مرداد سال 1288 خورشيدي ( 31 ژوئيه 1909 ) آيت ا...شيخ فضل الله نوري اعدام شد. وي از 26 تير ماه همان سال در خانه اش تحت نظر قرار گرفته بود و دو روز پس از آن به اتهام مخالفت با نظام مشروطه و ترغيب ديگران به اين مخالفت به دادگاه به اصطلاح انقلاب تسليم شده بود. محاكمه شيخ فضل الله كوتاه بود.
امسال با وجودي كه ماه رجب مصادف شده است با مردادماه هجري شمسي كمتر يادي از شيخ شهيد در جرايد و نشريات مشاهده مي شود . نكند آن قدر سرمان گرم است به جدال هاي يوميه كه صحنه هاي عبرت آموز تاريخ را از ياد برده ايم . غفلتي كه مي تواند تاواني بزرگ در چنته داشته باشد و در وانفسايي كه عده اي به نام انقلاب بر طبل سكولار مي كوبند امثال شيخ ابراهيم زنجاني ها در دامن ننگين خود بپرورد و ما زماني بيدار شويم كه كار از كار گذشته است .
آيا توجه داريم كه رئيس دادگاه عالي انقلاب ! كه شيخ فضل الله نوري را به اعدام محكوم كرد شيخي بود مكتب رفته ، به ظاهر درس شريعت خوانده و عنوان اجتهاد را به سرقت برده به نام شيخ ابراهيم زنجاني ؟! چقدر او را مي شناسيم و با خلقيات و سوابق و لواحق او در مراحل مختلف حيات تاريك و سياهش آشنا هستيم ؟! او كه از خواص روزگار خود بود و شگفتا !كه باز هم ساحت ديانت بواسطه يكي از خواص گزيده مي شد . خواصي كه چند سال پيش از اين به مناسبت عاشوراي سالار شهيدان امام مظلومان حسين بن علي (ع) رهبر معظم انقلاب از خطر آن ها و نقشي كه در ايجاد فاجعه نينوا داشتند سخن هايي آموزنده اظهار فرمودند . خواصي كه هر جا صدمه اي متوجه اسلام شده است رد پايي از آن ها پيدا و پنهان ديده مي شود . خواصي كه ديروز خود را توشه نفاق امروز مي كنند تا از پهلوي آن اعتباري براي هتاكي هاي جديد خود بر گيرند . تااريخ به خوبي نام آن ها را ثبت كرده است و ظاهرا ما هستيم كه تغافل مي كنيم .
مگر مي شود از شيخ شهيد نوري سخن گفت اما در باره شيخ ابراهيم زنجاني سكوت كرد . ياد شهيد نوري بدون اشاره و هشدار در خصوص امثال شيخ زنجاني ها بزرگداشتي منفعلانه بيش نيست . مظلوم نوازي فاقد ظالم ستيزي ! يعني گريستن و افسوس خوردن در خلوت و جلوت را رها كردن و باز گذاشتن براي ديگراني كه اگر رها باشند هزاران فاجعه چون اعدام شيخ فضل ا... نوري ها طرح مي كنند و وقيحانه پاي دار آن ها به پايكوبي و ترقص مي پردازند .
خوب است به ياد شما مخاطب درد آشنا بياورم كه شاهدان عيني اعدام شيخ شهيد گفته اند " پس از اعدام شيخ عناصر تند رو از هيچ گونه توهين و اسائه ادب به جنازه وي دريغ نكردند" (2)
اين كه به گفته مشروطه پژوهي معاصر : " اين حادثه تاسف بر انگيز اگر بزرگترين حادثه در تاريخ مشروطيت نباشد ، عظيمترين واقعه اي است كه در تاريخ روحانيت روي داده است . با اعدام شيخ ، هاله اي قدسي كه گرد علماي دين كشيده شده بود از ميان رفت و از آن تاريخ ، عالم روحانيت ، مرحله پيماي قوس نزولي شد " (3)
اين كه ادوارد براون كه يكي از سر سخت ترين مخالفان شيخ شهيد بوده و در تاريخش از هيچ گونه اظهار كينه نسبت به او دريغ نكرده است مع الوصف ، قتل شيخ به حدي فجيع بوده كه او را نيز از بازتاب اين حادثه در اذهان مردم جهان نگران ساخته بود . از نامه براون به تقي زاده ( 28 ژانويه 1910 مطابق 16 محرم 1328قمري) بر مي آيد كه پخش خبر هولناك اعدام شيخ ،در افكار عمومي اروپا سوء تاثير داشته و اين كار را ادامه "وحشيگريهاي سابق " رايج در ايران قلمداد كرده اند "(4)
و اين كه به قول شهيد مدرس : " كشتن شيخ فضل الله كه از اعلم علماي وقت بود هم پيروزي بلشويكهاي اعزامي به ايران بود،هم پيروزي انگليس ،و هم ضايعه براي علماي نجف و ايران. حادثه بدي بود كه هنوز هم علل آن در تاريخ همچنان مجهول مانده است . (5)
در اوايل دهه 60 وقتي راقم اين سطور در روزنامه كيهان قلم مي زدم مطلبي در خصوص شيخ فضل الله نوري به مناسبت سالروز شهادت اين عالم مجاهد في سبيل ا.. نگاشتم كه به دليل سيطره اعضاي حلقه كيان كه بعد ها تشكيل شد و در آن زمان در كيهان حاكم بودند صفحات لايي روزنامه را همه خمير كردند تا آن مطلب انتشار نيابد !
گلايه من از بزرگواران فرهيخته و درد آشنا و دلسوخته اي كه امروز سكان دار روزنامه وزين كيهان هستند اين است كه برادر ! چرا هر چه مناسبت شهادت شيخ شهيد را هم به ماه قمري و هم به ماه هجري شمسي در روزنامه وزين شما جستجو كردم مطلبي در اين خصوص نيافتم ؟! آن هم در روزگاري كه جريان هايي زير نقاب جمهوريت ماهيت خود را پوشانده و تلاش مي كنند همان ماجراي مشروطه و مشروعه را راه بيندازند تا در لابلاي اين بحث ها اسلاميت كمرنگ شده و مغفول بيفتد ؟!!
اين همه همايش و جشنواره و كنفرانس سالانه در كشور برگزار مي شود اما خبري از بزرگداشت و زنده كردن و زنده نگاهداشتن ياد شيخ شهيد در ميان نيست . چرا وزارت محترم ارشاد در اين جهت قدم خيري بر نمي دارد ؟!
بياييد نگذاريم بزرگداشت بزرگان و راهنمايان ما در بحران ها و حوادث واقعه تنها به بزرگداشت هاي بزرگراهي خلاصه شود . مانند بزرگراه شهيد مدرس و بزرگراه شيخ فضل الله نوري و ...كه از ميدان هفت تير و يا تفاطع بزرگراه محمد علي جناح شروع مي شود و به پل شهيد چمران و ميدان صنعت در شهرك قدس خاتمه مي يابد . بزرگ راه اين بزرگان بايد مستمرا تداوم داشته باشد .
در سالروز مبعث حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفي (ص) ياد شيخ شهيد آيت الله شيخ فضل الله نوري را زنده مي داريم .
******
1- كتاب شيخ ابراهيم زنجاني نوشته علي ابوالحسني ( منذر) صفحه 139
2-همان ص 142
3-همان ص 142
4-همان ص 143
5-همان ص 135











